تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٥٥ - گفتارهاى كوتاه موسى بن جعفر(ع) در اين زمينهها پند، حكمت، زهد و
(١)
گفتارهاى كوتاه موسى بن جعفر ٧ در اين زمينهها: پند، حكمت، زهد و ...
(٢) آن كه خدا را شناسد سزد كه در روزى رساندن، كندش نداند و در قضا و قدر، متهمش ننمايد.
(٣) پرسيدند: يقين چيست؟ فرمود: توكل بر خدا، تسليم، تن به قضا دادن، و كار خود به او واگذاشتن.
(٤) عبد اللَّه بن يحيى گويد: در دعائى براى آن حضرت نوشتم، شكر خداى را بقدر آخرين درجه علمش. امام ٧ مرقوم فرمود: نگو آخرين درجه علمش، علم خدا حد و انتها ندارد، بگو آخرين حد رضايش.
(٥) كسى پرسيد: «جواد» (بخشنده) كيست؟ فرمود: سؤال تو دو گونه است: اگر در باره مخلوق مىپرسى، بخشنده كسى است كه آنچه را خدا در مالش واجب كرده بپردازد، و بخيل كسى است كه حقوق مالى خداوند را ادا نكند، و اگر مقصودت خداست، خدا بخشنده است، عطا كند يا دريغ فرمايد، زيرا اگر ببخشد چيزى را بخشيده كه طلبكار نيستى، و اگر دريغ كند، چيزى را دريغ كرده كه حق ندارى.
(٦) به يكى از شيعيانش فرمود: اى فلان! از خدا پروا كن، و حق را بگو هر چند هلاك تو در آن باشد كه (در حقيقت) نجاتت در آن است. فلانى! از خدا پروا كن، و باطل را واگذار، گرچه نجاتت در آن باشد كه (در واقع) هلاكت در آن است.
(٧) وكيل آن جناب (كه معلوم مىشود متهم به خيانت بوده) عرض كرد: به خدا، من به شما خيانت نكردهام. فرمود: براى من چه خيانت كنى و چه از مال حفاظت نكنى تفاوت ندارد (كه در هر صورت مال به دست تو ضايع شده) ولى براى تو خيانت بدتر است.
(٨) مبادا از بذل مال در طاعت خدا دريغ كنى كه دو برابر در معصيتش خواهى داد.
(٩) مؤمن (از جهت ايمان و بلا) چون دو كفه ترازوست، هر چه ايمانش زياد شود، بلايش بيفزايد.
(١٠) كنار قبرى فرمود: چيزى كه آخرش اين است سزاست كه به اولش دل نبندند، و چيزى كه آغازش اين است بجاست كه از انجامش بترسند.
(١١) هر كه در (ذات) خدا سخن گويد هلاك شود، هر كه رياست طلبد به مهلكه افتد، و هر كه خود بينى در دلش راه يابد هلاك شود.
(١٢) مئونه دنيا و دين هر دو سخت شده، اما مئونه دنيا، دست به هيچ چيز دراز نكنى جز اينكه