تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٣٥ - سفارشهاى آن جناب به هشام و توصيف عقل
ميمون و مبارك و رشد و توفيق خدائى است، هر آنچه عاقل ناصح اشارت كند خلاف نكن، كه مايه هلاك است.
(١) هشام! از معاشرت و انس با مردم بپرهيز، مگر عاقلى امين يابى كه با وى الفت گير و از ديگران بگريز چنان كه از درندگان شكارى، عاقل بايد چون كارى (ناپسند) كند از خدا حيا كند، و اگر خدا نعمتهائى به او اختصاص داده ديگران را نيز شريك سازد[١].
و چون دو كار پيش آيد كه ندانى كداميك بهتر و صحيحتر است بنگر هر كدام به ميل و دلخواهت نزديكتر است با آن مخالفت كن كه بيشتر كارهاى صحيح با هواى نفس مخالف است، زنهار كه بر حكمت دست يابى و آن را به دست نادان سپارى. گفتم: اگر مردى طالب حكمت بود اما عقلش توانائى و گنجايش ضبط مطالب نداشت، چه كنم؟ فرمود: با لطف و مدارا (راهنمائى و) نصيحتش كن، و اگر تا اين حد هم گنجايش و ظرفيت نداشت، خود را به دردسر نيفكن، از انكار متكبران حذر كن كه علم چون بر آنها كه بهوش نيايند املا شود زبون گردد. گفتم: اگر كسى را كه درك سؤال دارد نيابم چه كنم؟ فرمود: جهل از سؤالش را غنيمت شمار (و باب گفتگو را مگشاى) تا از رنج گفتن و دردسر بزرگ انكار كردن او سالم مانى (و خلاصه اصرار نداشته باش كه گفتار حكيمانه را به كسى گوئى كه قدرت درك ندارد و نفهميده رد مىكند) بدان كه خدا متواضعان را بقدر تواضعشان بالا نبرد، در خور مجد و عظمت خود بالا برد، و بيمناكان را به اندازه ترسشان ايمن نسازد، فراخور جود و كرمش ايمنى بخشد، و غمگينان را نه بقدر اندوهشان، بقدر رأفت و رحمتش خشنود كند. به خداى رئوف و مهربانى كه با آنها كه وى را در باره دوستانش مىآزارند، دوستى مىكند (و لطفش را از آنها دريغ نمىدارد) چه گمان دارى؟ اين خدا با آنها كه در راه او آزار مىكشند چه نظر دارد؟ به پروردگار توبهپذير مهربانى كه توبه دشمن را مىپذيرد، چه گمان دارى؟ (اين خداى مهربان) با آن كه در تحصيل رضاى او مىكوشد و دشمنى خلق را در راه او به جان مىخرد، چه عنايت دارد؟ (٢) هشام! هر كه دنيا را دوست دارد ترس آخرت از دلش بيرون رود، هيچ بنده نيست كه علمش دهند، و محبّت دنيا در دل بيفزايد، جز اينكه دورى او از خدا و غضب خدا بر او فزون گردد.
(٣) هشام! عاقل خردمند كسى است كه آنچه را طاقت ندارد وانهد (و بارى كه نمىتواند برندارد) بيشتر كارهاى صحيح در مخالفت هواى نفس است، و آن كه آرزويش دراز است، كردارش بد است.
[١] گمان مىكنم« و ظن الألمعي عين اليقين» كه جمله يشارك في عمله احدا، لا يشارك ... بوده يعنى در صورتى كه خدا بدون دخالت ديگرى به او نعمت داده بايد در عبادت خدا ديگرى را شريك نكند.