تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٣١ - سفارشهاى آن جناب به هشام و توصيف عقل
(١) هشام! گفتار خداوند: «آيا پاداش نيكى جز نيكى است؟» (رحمان: ٦٠)، در باره مؤمن و كافر، نيك و بد همه جارى است، به هر كه احسان كنند بايد تلافى كنند، و تلافى اين نيست كه همان كنى كه او كرده، مگر اينكه مزيت خود را بنمائى، و گر نه او بر تو امتياز دارد كه آغاز كرده (و بىسابقه دست به محبت گشوده).
(٢) هشام! دنيا مار را ماند، برونى نرم و درونى زهرآگين دارد، خردمندان از آن به گريزند، و كودكان عاشقانه دست به سويش دراز كنند.
(٣) هشام! بر اطاعت خدا صبر كن، از معاصى او خوددارى كن، دنيا ساعتى بيش نيست، آنچه گذشته، نه شاديش را احساس مىكنى و نه اندوهش را، آينده هم كه نامعلوم است، پس بر اين دم موجود صابر باش تا از زندگى سود برى.
(٤) هشام! دنيا آب دريا را ماند، هر چه بيشتر نوشند تشنهتر شوند تا آنجا كه جان بر سر آب نهند.
(٥) هشام! از تكبر بگريز، هر كه بقدر دانهاى كبر در دل داشته باشد به بهشت در نيايد، بزرگى رداى خداست هر كه با او بر سر ردايش ستيزه كند خدايش به رو در آتش افكند.
(٦) هشام! آن كه هر روز به حساب خود نرسد، تا اگر نيكى كرده بيفزايد، و اگر بد كرده از خدا آمرزش خواهد و توبه كند از ما نيست.
(٧) هشام! دنيا بصورت زنى چشم آبى در برابر حضرت مسيح مجسم شد، عيسى از او پرسيد: چند شوهر كردهاى؟ گفت: خيلى. فرمود: همه طلاقت دادهاند؟ گفت: نه همه را كشتهام. فرمود: واى بحال شوهران كنونى، چگونه از گذشتگان عبرت نمىگيرند.
(٨) هشام! نور بدن در چشم است، اگر ديده روشن باشد تن همه روشن است، و نور روان عقل است اگر بنده عاقل باشد خدا را شناسد، و اگر خداشناس باشد در دين بصيرت يابد، و اگر خدا را نشناسد دينى برايش نماند، و چنان كه تن جز با روح قوام ندارد، دين هم جز با نيت خالص پايدار نماند، و نيت خالص جز در پرتو عقل ثبات ندارد.
(٩) هشام! كشت در دشت هموار و نرم رويد، نه در سنگ سخت. حكمت نيز