تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦١٩ - سفارشهاى آن جناب به هشام و توصيف عقل
(١) هشام! اگر حد كفاف بىنيازت سازد كمترين چيز (و سادهترين زندگى) دنيا كفايتت كند، و اگر حد كفاف نيازت را برطرف ننمايد (و عطشت را فرو ننشاند) هيچ چيز دنيا بىنيازت نسازد.
(٢) هشام! خردمندان زائد بر حاجت را نيز ترك كنند تا چه رسد به (حرامها و) گناهان، با آنكه ترك زوائد فضيلت است و ترك گناه واجب.
(٣) هشام! خردمندان دل از دنيا كنده و به آخرت پيوستهاند چه دانستهاند كه دنيا هم طالب است و هم مطلوب و آخرت نيز. هر كه آخرت را طلبد، دنيا در طلبش آيد تا همه رزقش را فرا گيرد و هر كه دنيا جويد، آخرت او را طلبد، و مرگ به سراغش آيد، و دنيا و آخرتش تباه شود.
(٤) هشام! هر كه توانگرى بىمال، و آسودگى از حسد، و سلامت دين خواهد، متضرعانه از خدا درخواست كند كه عقلش را كامل كند، كه هر كس عقل دارد بحد كفاف بسازد، و هر كه به مقدار كفايت قناعت نمايد بىنياز شود، و هر كه به اين حد نسازد هرگز بىنياز نشود (كه حريص را جز خاك گور سير نكند).
(٥) هشام! خداى عز و جل از قومى شايسته حكايت كند كه گفتند: «پروردگارا، دلهاى ما را پس از آنكه هدايتمان كردى بسوى باطل مگردان، و ما را از لطف خويش رحمت بخش كه تو خود بخشندهاى.» (آل عمران: ٨). اينها مىدانستند كه گاه دلها منحرف شود، و به كورى و سقوط خود باز گردد، آن كه خدا را نشناسد از خدا نترسد، و معرفت ثابتى كه آن را درست ببيند، و حقيقتش را بيابد، در قلبش جاى نگيرد، و هيچ كس بدين پايه نرسد جز آنكه گفتارش كردارش را تصديق كند، و نهان و عيانش موافق باشد كه خداوند عقل پوشيده نهان را جز با نشانى ظاهر و دليلى گويا، معرفى ننمايد.
(٦) هشام! امير المؤمنين مىفرمود: هيچ وسيلهاى براى عبادت خدا بهتر از عقل نيست، و عقل كسى كامل نشود جز آنگاه كه خصالى چند داشته باشد: مردم از كفر و شرش ايمن و به رشد و خيرش اميدوار باشند، ما زاد مالش را پخش كند، و ما زاد حرفش را نگه دارد، نصيبش از دنيا همان كفاف زندگى باشد، در همه عمر از علم سير نشود، ذلت با خدا را، از عزت با ديگران دوستتر دارد، فروتنى را از سربلندى بهتر پسندد، نيكى اندك دگران را زياد شمارد، و نيكى بسيار خود را، اندك، همه مردم را بهتر از خود داند و خود را از همه بدتر، و اين پايان كار است.