تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦١٧ - سفارشهاى آن جناب به هشام و توصيف عقل
كه خدا را بهتر شناخته، و آن كس به امر خدا داناتر است كه عقلش بهتر است و آن كس مقامش در دنيا و آخرت بالاتر است كه خردمندتر است.
(١) هشام! هيچ بندهاى نيست جز اينكه پيشانيش به دست فرشتهاى است، و هرگز تواضع نكند جز اينكه خدايش بالا برد، و هيچ گاه بزرگى ننمايد جز اينكه خدايش فرو نهد.
(٢) هشام! خدا بر مردم دو حجت دارد: ظاهر و باطن، حجت ظاهر رسولانند، و پيامبران و امامان، و حجت باطن عقل است.
(٣) هشام! عاقل آن است كه حلال او را از شكر باز ندارد، و حرام صبرش را نربايد.
(٤) هشام! هر كه سه چيز را بر سه چيز مسلط كند گوئى هوس را بر ويران كردن عقل كمك كرده، آن كه نور فكر را با آرزوهاى دور و دراز تيره سازد، گفتارهاى نغز و حكيمانهاش را با سخنان بيهوده پامال كند، پرتو عبرتش را با شهوات نفس خاموش نمايد، هواى نفس را بر ويران ساختن عقل كمك كرده، و هر كه عقلش را ويران كند دين و دنيايش را تباه ساخته.
(٥) هشام! تو كه عقلت را از فرمان خدايت باز داشتهاى، و هوس را بر عقل چيره كردهاى چگونه عملت نزد خدا پاكيزه شود؟ (٦) هشام! سازش با تنهائى نشان قدرت عقل است، هر كه با خداى تبارك و تعالى آشنا شود، از دنيا و دلباختگان دنيا كناره گيرد، بدان چه نزد خداست دل بندد، انيس وحشت، رفيق تنهائى، توانگرى زمان فقر، و عزت بىقوم و قبيلهاش خدا باشد.
(٧) هشام! خلق را به طاعت خدا گماشتهاند، و جز به طاعت نجات نيست، و طاعت به علم است، و علم به آموختن، و آموختن به عقل صورت پذيرد، و علم جز از عالم ربانى نتراود و عالم را با عقل توان شناخت.
(٨) هشام! عمل اندك عاقل پذيرفته و چند برابر است، و عمل بسيار هواپرست و نادان، مردود.
(٩) هشام! عاقل به كم دنيا با حكمت، راضى است، و به همه دنيا بىحكمت، راضى نيست، از اين رو تجارت خردمندان سودبخش است.