تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٦٩ - سخنان آن حضرت در آفرينش و تركيب وجود انسان
هم تركيب كرده (به ناچار) زمين جايگاه زندگى بشر گشته، چه از عنصر آسمانى (و ملكوتى) تنزل كرده، و آنگاه كه خداوند اين دو عنصر را از هم جدا سازد، يعنى مرگ فرا رسد باز ماده آن جهانى به آسمان بازگردد، پس زندگى در زمين است و مرگ در آسمان (تا زنده است در زمين زيست مىكند و پس از مرگ در آسمان) چه بين روح و بدن جدائى افتد و روح و نور به قدرت نخست باز گردد، و بدن را كه از مواد دنيا فراهم آمده ترك گويد، و سر فساد و درهم ريختن بدن اين است كه باد: (هوا) آب بدن را مىمكد، گل خشك مىشود و خرد گشته مىپوسد و هر يك به حقيقت اوليه مىپيوندد، و جان بوسيله نفس (دم زدن) جنبش دارد، و جنبش نفس از باد (هوا) است، نفس مؤمن نورى است مؤيد به عقل، و نفس كافر آتشى است مؤيد به شيطنت، اين از شكل آتش خويش است، و آن از شكل (و جنس) نور خود، و مرگ براى بنده مؤمن رحمت، و براى كافر عذاب است.
(١) خداوند دو گونه كيفر دارد: يكى از ناحيه روح، و ديگرى تسلط مردم بر يك ديگر.
اول بيمارى و فقر است، و دوم عذاب، چنان كه در قرآن فرموده: «و اين چنين ستمگران را بر اثر آن كارها كه مىكردند بر يك ديگر مسلط سازيم.» (انعام: ١٢٩). يعنى بر اثر گناهان.
پس هر گناهى كه از ناحيه روح باشد كيفرش بيمارى و بينوائى است، و آنچه تسلط است جنبه عذاب دارد، اينها همه كيفر و عذاب مؤمن در دنياست، اما كافر در دنيا عذاب دارد و در آخرت عذابهاى بد، گرفتاريها هيچ يك جز بعلت گناه و شهوت نيست، فرقى كه هست اين است كه مؤمن به جهت خطا، فراموشكارى، اجبار و ناتوانى ممكن است مرتكب گناه شود، و كافر از روى عمد، انكار، تجاوز، و حسد چنان كه خداوند فرمايد: « (بسيارى از اهل كتاب) از روى حسدى كه در سينه دارند (مىخواهند شما را پس از ايمان) به كفر برگردانند.» (بقره: ١٠٩).