تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥ - مقدمة المؤلف
[مقدمة المؤلف]
شكر خدائى را كه شكرش را بدون كمترين نياز به سپاس سپاسگزاران، طريق اقرار به مقام لاهوتيت (مقام ذات خداوندى) و صمدانيت (پناه نيازمندان بودن) و ربانيت (پروردگارى) و سبب مزيد رحمتش و راه رسيدن به فضلش قرار داده، در كنه الفاظ، حقيقت اعتراف به نيكى انعامش را نهاده، پس شكر بر انعامش نيز نعمتى است كه او داده، و اقرار به اينكه منعم حقيقى اوست جايگزين هر ستايش لفظى- هر چند بزرگ- گشته.
و شهادت مىدهم كه معبودى جز خدا نيست، يگانه و بىشريك است، شهادتى كه از اخلاص درون بر آيد، و زبان به تعبير از صدق نهان در آن به گفتار آيد، خالق و آفريدگار و صورتگر است، نامهاى نيك دارد، چيزى همانندش نيست كه «چيز» به خواست او پديد آمده و مخلوق را با خالق شباهتى نيست.
و گواهى دهم كه محمد ٦ بنده و پيامبر اوست، از ديرگاه او را بر همه امتها گزيده، چه آگاه بوده كه در همنوعان همسان و همانندى ندارد، وى را برگزيد تا امر و نهيش را ابلاغ كند، او را در همه عالم جايگزين خود ساخت، چه ديدگان درك خداوند را نتواند، و خاطرههاى افكار بد و دسترس ندارد، و اوهام و خيالات كاوشگر را به تمثيل و تصوير او راه نباشد، جز آن پادشاه مقتدر، معبودى نيست. اقرار به پيامبرى محمد را قرين اعتراف به خداوندى خويش ساخت، چندان وى را گرامى داشت كه هيچ مخلوقى به پايهاش نرسد، و بحق با آن خصوصيات و صفات، شايسته اين مقام است كه خدا آن بنده را كه تغيير حال پذيرد يا مثل و نظير داشته باشد، مقام خاصان درگاه نبخشد، و براى مزيد كرامت و گشودن راهى بسوى خاندان و عترتش دستور داد تا بر او درود فرستند، درود و اكرام و تشريف و تعظيم بىپايان و بىنهايت خدا بر آن حضرت و خاندانش باد.