تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٩٧ - سفارشهاى آن حضرت به«ابو جعفر محمد بن نعمان احول»
(١) پسر نعمان! به خود رحم كن نافرمانى من كردهاى، سر مرا فاش نكن «مغيرة بن سعيد»[١] به پدرم دروغ بست و سرش را فاش كرد، خداوند تيزى آهن را به او چشاند. ابو الخطاب (جعال و دروغزن ديگر) نيز به من دروغ بست و رازم را گشود، خداوند تيزى آهن را به او چشاند. هر كه اسرار ما را نگه دارد خدا دنيا و آخرت او را بيارايد، بهرهاش را عطا كند، و از تندى آهن و تنگناى زندان نگاهش دارد، بنى اسرائيل چنان دچار قحطى شدند كه چارپايان و فرزندانشان تلف شدند، حضرت موسى دعا كرد، خطاب شد موسى، اين قوم آشكارا به زنا و ربا دست زدهاند، كنيسهها را آباد و نماز را ويران كردهاند (و شايسته عذابند) عرض كرد: خدايا، به رحمتت بر آنها لطف كن، وحى آمد كه چهل روز ديگر بر آنها باران مىفرستم و آنان را مىآزمايم، (و اين وعده جنبه سرى داشت كه نبايد خبردار شوند تا دست از گناه به كشند، و به درگاه خدا بنالند، اما جمعى كه از اين مژده آگاه شدند) خبر را منتشر كردند، و به كيفر اين افشاگرى چهل سال از باران محروم شدند، شما نيز امرتان (و نجاتتان از چنگال خلفاى بيدادگر) نزديك شد اما در محافل نقل كرديد (و به تأخير افتاد).
(٢) ابا جعفر! شما با مردم چكار داريد (كه بدون رعايت مصالح پيوسته آنها را به مذهب خود مىخوانيد و خود را معرفى مىكنيد) دست از آنها بكشيد، كسى را به اين امر (تشيع) دعوت نكنيد (كه باعث گرفتارى بىجهت و مخاطره مكتب است) به خدا، اگر اهل آسمان و زمين براى گمراه كردن بندهاى متفق شوند و خدا بخواهد هدايتش كند، نتوانند. دست از سر مردم برداريد (حتى از خويشان) كسى نگويد: برادرم، عمويم، همسايهام، اگر خدا براى بندهاى خير خواهد، روحش را پاكيزه كند، و هيچ سخن پسنديدهاى نشنود جز اينكه بپسندد و بپذيرد، و هيچ حرف نادرستى نشنود جز اينكه ناخوش دارد و رد كند، و خداوند سخنى به قلبش الهام كند كه كارش را درست و روبراه سازد.
(٣) پسر نعمان! اگر خواهى دوستى برادرت صافى و بىغش شود با او مزاح نكن، كشمكش و ستيزه منما، بر وى مباهات نكن، به دشمنيش نپرداز، و تنها اسرارى را با وى در ميان گذار كه اگر دشمن هم اطلاع يابد زيانت نرساند، كه ممكن است دوست نيز روزى دشمن شود.
(٤) پسر نعمان! بنده را نتوان مؤمن گفت جز وقتى كه سه سنت در او يافت شود: يكى از خدا، ديگرى از پيغمبر و سوم از امام. و اما سنت خدا، سرپوشى است، كه در باره خود فرمود: « (خدا) غيبدان است، هيچ كس را بر غيب خود آگاه نسازد. (جن: ٢٦).
سنت پيغمبر: مداراى با مردم، و رفتار با اخلاق سهل و مستقيم است، و سنت امام: صبر در سختى و گرفتارى است تا وقتى كه خداوند فرجى رساند.» (٥) پسر نعمان! بلاغت (شيوائى سخن) نه به تند زبانى است، نه به ياوهسرائى. بلاغت،
[١] دروغگوى جعال بدعتگذار كه حديثها جعل كرد و به امام باقر٧ نسبت داد.