تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤١١ - حقوق سرپرستان
شهوتانگيز كند، نيروها كه بايد براى حفظ بدن بكار رود به راه ديگر مصرف شود، ممكن است پرده پاره گشته بدن بيرون افتد (و طعمه آتش شود) و لا قوة الا باللَّه.
(١) ١٢. حق صدقه آن است كه بدانى پس انداز توست نزد پروردگارت، امانتى است كه حاجت به گواه ندارد، اگر اين (نكته) را دريابى به امانتهائى كه در نهان بسپارى (صدقه سر) مطمئنتر خواهى بود تا امانتهاى عيان، و سزد كه هر چه را خواهى آشكار كنى، مخفيانه به خدا سپارى، و در هر حال سرى باشد بين تو و او، بدون حاجت به شاهدى كه بشنود يا ببيند كه گوئى به گواه مطمئنتر باشى، و به رد امانت خود معتمد نباشى، سپس بايد در صدقه بر هيچ كس منت نگذارى چه آن مال توست (و براى خود ذخيره مىكنى) و منت ممكن است آن را معيوب كند چنان كه تو روح طرف را آزرده مىكنى، چه منت دليل آن است كه تو آن را براى خود نيندوختهاى و گر نه چرا بر ديگرى منت نهى (عبارت تعقيد فراوان دارد و پيداست كه در نقل بمعنى و دست بدست گشتن تحريف شده.) (٢) ١٣. حق قربانى آن است كه با قصد خالص انجام دهى، رحمت خدا و قبول درگاهش را در نظر گيرى، و جلب توجه ديگران نخواهى، اگر چنين كنى خودنما و رياكار نباشى و تنها خدا را خواهى و بدان كه خدا را با سادگى و سهولت بايد خواست نه با تكلف و سختى چنان كه خدا نيز براى بندگان آسانى خواسته نه دشوارى، فروتنى براى تو از خانمنشى (و نشان دادن جود و سخاوت) بهتر است كه خانمنشان پرتكلف و پرخرجند، اما فروتنى نه رنجى دارد نه خرجى، چون مقتضاى فطرت و موجود در طبيعت انسان است، لا حول و لا قوة الا باللَّه.
حقوق سرپرستان
(٣) ١٤. حق حاكم آن است كه بدانى خدا ترا وسيله آزمايش او قرار داده، تسلطى كه بر تو دارد مايه امتحان و ابتلاى اوست، بايد خيرخواهانه نصيحتش كنى، چون بينى بر تو مسلط است با او در نيفتى كه هم خود را به مهلكه افكنى هم او را، با نرمش و مدارا رضايتش را فراهم كنى بحدى كه شر او را از خود باز دارى و به دينت زيان نرساند، و از خدا بخواهى ترا در اين راه بر دفع او مدد فرمايد. با او معاندت نكن كه اگر چنين كنى به او و نفس خود استخفاف كردهاى، خود را عرضه رفتار ناپسند او،