تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٩١ - سخنان كوتاه آن حضرت در اين زمينهها
مصيبت و شكر در نعمت را مقدر فرمايد، و دشمن حسود را به ما شاد نفرمايد و السلام.
(١) سائلى از آن حضرت درخواستى كرد، حضرت فرمود: سؤال روا نيست جز در وامى سنگين، يا فقرى ذلتبار، يا (ديه و) غرامتى گران، گفت: جز براى يكى از اين سه حاجت نيامدهام، دستور فرمود صد دينار به او بپردازند.
(٢) به فرزندش على بن الحسين ٧ فرمود: پسر جان، از ظلم به آن بىپناه كه جز خداى عز و جل ياورى ندارد حذر كن.
(٣) مردى معناى اين آيه را از آن حضرت پرسيد «اما نعمت پروردگارت را، باز گوى.
(ضحى: ١١). فرمود: خدا به پيغمبر دستور داده نعمتهائى را كه در امر دين به او عطا كرده بازگو كند و به زبان آورد.
(٤) مردى انصارى خدمت آن حضرت رسيده مىخواست تقاضائى كند، فرمود: انصارى آبروى خود را مريز، خواهشت را بنويس، من به خواست خدا كارى مىكنم كه خرسند شوى. سائل نوشت: ابا عبد اللَّه (كنيه امام حسين ٧) فلان، پانصد دينار از من طلبكار است و عرصه را بر من تنگ كرده، از او بخواهيد مهلتم دهد تا گشايشى يابم. حضرت ورقه را خواند، وارد منزل شد و كيسهاى محتوى هزار دينار آورد و فرمود: پانصد دينار را براى وامت بپرداز، و پانصد دينار ديگر را صرف زندگى كن، و هيچ گاه جز به يكى از سه كس اظهار حاجت نكن: مردى ديندار، يا جوانمرد، يا پاك گوهر، چه آنكه پاىبند دين است به حكم دين آبرويت را نگه مىدارد، و جوانمرد از مردانگى خود شرم مىكند كه نااميدت سازد، و پاك گوهر مىداند كه احتياج ترا به عرضه كردن آبرو واداشته، و براى حفظ آبرويت ترا دست خالى باز نمىگرداند.
(٥) برادران چهار گونهاند: ١- به نفع تو و خود ٢- به نفع تو ٣- به ضرر تو ٤- نه به نفع تو و نه به نفع خود، پرسيدند: مقصود چيست؟ فرمود: نخست برادرى است كه از پيوند برادرى پايدارى آن را خواهد نه مرگش را (به دوام دوستى علاقهمند است) اين به سود هر دو است، زيرا اگر برادرى، ادامه يابد زندگى هر دو شيرين شود، و اگر درهم ريزد يكسره باطل شود (و هر دو زيان بينند). دوم برادرى است كه طمع در طرح دوستى نداشته، بلكه شيفته و علاقهمند شخص رفيق است، و منظور دنيوى ندارد، اين برادر تمام وجودش را به تو سپارد. سوم برادرى كه پيوسته چشم به راه گرفتارى و محنت توست، اسرار را فاش كند (كلمه «يغشى» ظاهرا «يفشى» بوده و همين طور ترجمه شد) در قبيلهها دروغ بر تو بندد