تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٥٥ - از سخنان حكيمانه آن بزرگوار
(١)
از سخنان حكيمانه آن بزرگوار[١]
مردم! هر كه به درگاه خدا اخلاص ورزد و گفتار او را دليل راه خود گيرد به مستقيم- ترين راه هدايتش فرمايد، توفيق رشدش عطا كند، به روشهاى نيك ارشادش نمايد كه پناهنده به خدا در امان، و دشمن خدا بيمناك و بىپناه است. با ذكر فراوان خود را از (عذاب) خدا نگه داريد، با پرهيزگارى از خدا بترسيد، با اطاعت، به درگاهش تقرب جوئيد كه او نزديك و خواهش پذير است چنان كه خود فرمايد: «چون بندگانم در باره من از تو پرسش كنند (بگو) من (به شما) نزديكم، دعاى آن كه مرا خواند اجابت كنم، پس بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آرند، باشد كه راه (سعادت) بيابند.» (بقره:
١٨٦). دستور او را اطاعت كنيد، و به او ايمان آريد، آن كس كه عظمت خدا را دريابد سزاوار نيست بزرگى و (گردنكشى) كند، سربلندى آنها كه بزرگى خدا را بشناسند در فروتنى است، عزت آنان كه جلال خدا را درك كنند به افتادگى است، سلامت آن گروه كه قدرت او را بشناسند در اين است كه به پيشگاه او تسليم شوند، پس از معرفت انكار نكنند، و هدايت را به گمراهى نيالايند. به يقين بدانيد كه شما تا صفت و چگونگى هدايت را نشناسيد، پرهيزگارى را نخواهيد شناخت، تا آنها را كه به قرآن پشت پا زدند نشناسيد به پيمان آن نتوانيد درآويخت، و تا تحريفكنندگان قرآن را نشناسيد نتوانيد چنان كه بايد آن را بخوانيد (كه هر چيز را با ضدش توان شناخت)، آنگاه كه شناختنيها را شناختيد بدعتها و تكلفها (و پيرايهها) را هم مىشناسيد، و آن تهمتها كه به خدا مىزنند و آن تحريفها را (كه در كتاب خدا مىكنند) مىبينيد، و مىفهميد آنها كه هلاك شدند چگونه به مهلكه افتادند، مبادا نادانان شما را به ورطه جهل كشند، اين (علم كتاب و تميز حق و باطل) را از اهلش (خاندان رسالت) بجوئيد كه تنها اينان نورهاى فروزان و پيشوايان راستينند، حيات علم و مرگ جهل به دست آنهاست، حلمشان از جهلشان حكايت مىكند[٢]. و گفتار حكيمانهشان از سكوتشان (چه ارزش و اندازه علم و حكمت خاموشان را به هنگام سخن توان شناخت) و برونشان از درونشان، با حق مخالفت نكنند، و در حق اختلاف ننمايند، سنت خدا براى آنها در پيشينيان اجرا شده (سلسله پيامبران و رهبران الهى همه به همين صفات بودهاند)، و حكم خدا در حق آنان گذشته، در اين (سنن و مقررات الهى نسبت به پيشوايان دين) تذكرى است براى بيداردلان (كه حق و باطل را تميز دهند)، اين سخنان را براى فهم و درايت بشنويد نه براى نقل و روايت كه راويان كتاب بسيارند و فهم كنان اندك و از خدا كمك خواهيم.
[١] اين حديث با اختلافهائى در نهج البلاغه، ذيل خطبه ١٤٥ بترتيب صحيح از امير المؤمنين ٧ نقل شده و در مقام تعريض به غاصبان مقام و ناهلان دين ناشناختهاى است كه بر اثر بىاطلاعى از حقايق اسلام و قرآن بدعتها در دين گذاشتند، گمراهيها بوجود آوردند، و دانسته و نادانسته اصول و فروع دين را دگرگون ساختند.
[٢] در نهج البلاغه چنين است كه: ... حكمهم عن علمهم، يعنى سخنان حكمتآميز آنها از علمشان حكايت مىكند، و مىتوان مطمئن بود كه عبارت متن تحريف شده هر چند قابل تأويل است كه مثلا حلم آنها از جهل دشمنان حكايت مىكند.