تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٦٧ - توصيههاى آن جناب به كميل در جملههائى كوتاه
(١) كميل! زبان از قلب آبيارى شود و قلب از غذا نيرو گيرد. بنگر دل و تن را چه غذا مىدهى اگر حلال نباشد خدا تسبيح و شكر ترا قبول نفرمايد.
(٢) كميل! بفهم و بدان كه ما به هيچ كس اجازه نمىدهيم امانت مردم را نپردازد، هر كس رخصتى در اين باره از من نقل كند بيهوده گفته و گناه كرده، و سزاى دروغش آتش است، من سوگند ياد مىكنم كه پيغمبر ٦ ساعتى پيش از وفات سه مرتبه فرمود: اى ابو الحسن! امانت را (به صاحبش) باز گردان صاحبش نكوكار باشد يا تبهكار، امانت كوچك باشد يا بزرگ، حتى نخ و سوزن.
(٣) كميل! جهاد جز زير پرچم حاكم عادل روا نيست، غنيمت جز از دست حاكم با فضيلت حلال نيست.
(٤) كميل! اگر پيغمبرى (در ميان مردم) نباشد و روى زمين مؤمن پرهيزگارى باشد و بخواهد مردم را به جانب خدا دعوت كند (و وظيفه پيامبران را ايفا نمايد) در اين عمل خطاكار است، يا درستكار؟ به خدا خطاكار است، مگر اينكه خدا او را چنين مأموريتى دهد و شايسته اين مقام كند.[١] (٥) كميل! دين از آن خداست، و تصدى آن از هيچ كس پذيرفته نيست جز رسول يا نبى يا وصى (رسالت مقامى گستردهتر و سنگين بارتر از نبوت است و اختصاص به جمعى از پيامبران دارد).
(٦) كميل! (مقام رهبرى و رهنمائى خلق:) نبوت است، و رسالت و امامت و ديگر چيزى نيست جز طرفداران و پيروان يا گمراهان و بدعتگذاران، و خدا (طاعت و عبادت را) تنها از پرهيزگاران مىپذيرد.
(٧) كميل! خداوند كريم است و حليم و عظيم و رحيم، اين اخلاق (و صفاتش يعنى كرم، بردبارى، بزرگوارى و مهربانى) را به ما معرفى كرده و دستور داده بكار بنديم و مردم را به آنها واداريم، ما بدون تخلف اين امانت را پرداختيم، بىنفاق اجرا كرديم، بىانكار تصديق نموديم و بىشك و ترديد پذيرفتيم.
(٨) كميل! به خدا، من متملق نيستم تا اطاعتم كنند، آرزو بر افروز (و اهل وعده و نويدهاى كاذب) نيستم تا از دستورم تخلف نكنند، به طعام اعراب مايل نيستم تا مقام امير المؤمنينيم بخشند، و بدان نامم خوانند، (جمله كاملا بىتناسب و مبهم است و شايد تحريفى در نقل شده باشد).
(٩) كميل! آنها كه بهرهاى (از مقامات خيالى و متاع اين جهان) يافتند به دنيائى فانى نائل شدند و ما به آخرتى پاينده و پايدار رسيديم همه بسوى آخرت روانند و ما شيفته رضاى خداوند و درجات عالى بهشتيم كه خدا به پرهيزگاران عنايت فرمايد.
(١٠) كميل! آن را كه در بهشت مسكن نگيرد به عذابى دردناك و ذلتى پايدار بشارت ده.
(١١) كميل! من در هر حال خداى را بر توفيقاتش شاكرم، اينك اگر خواهى برخيز.
[١] اين دنباله همان قسمت اول است كه منصبهاى الهى را بايد نمايندگان خدا اشغال كنند، و رهبرى دينى و دعوت به حق هم مانند فرماندهى سپاه اسلام، پستى الهى و منصبى خدائى است كه تا كسى از جانب او اين مأموريت را دريافت نكند حق تصدى آن را ندارد هر چند صالح و پرهيزگار باشد همانند همه مقامات انتصابى و ظاهرا منظور حضرت مسأله امامت است و ادعاهاى باطل ناشايستگان.