تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٦٥ - توصيههاى آن جناب به كميل در جملههائى كوتاه
(١) كميل! اگر برادرت را دوست ندارى برادرش نيستى، مؤمن كسى است كه هر چه ما گوئيم بگويد، هر كه (از گفتار ما) تخلف كند از ما عقب ماند، هر كه از ما عقب افتد به ما نرسد، و هر كه با ما نباشد در طبقه زيرين دوزخ است.
(٢) كميل! هر كه در سينه درد دارد خلط از سينه برآرد (هر كه سرى به دل دارد سخنى به زبان آرد). چون كسى مطلبى از ما (بصورت سر) برايت گفت و از تو خواست پنهانش كنى مبادا فاش سازى كه اين گناه توبه ندارد، و اگر توبه نباشد سرانجام شعله آتش است.
(٣) كميل! افشاى سر آل محمد ٦ توبهپذير نيست و از كسى تحمل نشود، آنچه با تو گويند جز با مؤمن موفق (مطمئن و رازدار) در ميان نگذار.
(٤) كميل! به هنگام هر سختى بگو: لا حول و لا قوة الا باللَّه، تا خدا آن را كفايت كند، و به هنگام هر نعمت بگو: الحمد للَّه، تا زياد شود، و چون روزيت دير رسد استغفار كن تا خدا گشايش دهد.
(٥) كميل! با ولايت ما مال و فرزندت را از شرك شيطان آزاد كن.
(٦) كميل! «مستقرى» هست، و «مستودعى»[١]، بترس از آنكه در صف «مستودعان» باشى، و آنگاه شايستهاى «مستقر» باشى كه از شاهراه روشنى كه به انحرافت نكشد، و از مسير بيرونت نبرد (يعنى ولايت اهل بيت ٧ دست برندارى).
(٧) كميل! در ترك (نماز) واجب رخصت نيست. و در نافله سختگيرى نيست.
(٨) كميل! گناهان تو از (نيكيها و) حسناتت بيشتر، و غفلت از تو جهت افزون است، و نعمتهائى كه خدا به تو داده از عملت زيادتر است.
(٩) كميل! تو از نعمتها و عافيت خداوندى بىبهره نيستى (عافيت آسودگى از گرفتارىهاست و البته هر كس هر چه گرفتار باشد از عافيتهاى بيشمارى برخوردار است) پس از شكر، تمجيد، تسبيح، تقديس و ياد او در هر حال هم فارغ و بىنصيب مباش.
(١٠) كميل! از آنها نباش كه خدا فرموده: «خدا را فراموش كردند و خدا خودشان را از يادشان برد، آنها را فاسق شمرده و به حق فاسقند.» (حشر: ٢٠).
(١١) كميل! اين شأنى نيست كه نماز گزارى و روزه بگيرى، و تصدق كنى، شأن اين است كه با قلبى پاك و عملى خداپسند و خشوع كامل به نماز ايستى. بنگر در كجا و روى چه چيز نماز مىخوانى (در باره مكان و محل نماز دقت كن) اگر از راه شايسته و حلال نباشد قبول نخواهد شد.
[١] در قرآن مجيد است كه: هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ: خداست كه شما را از يك پدر آفريد، آنگاه مستقرى هست و مستودعى و در تفسير اين دو كلمه اختلاف بسيارى است و گويا اين حديث به همان آيه اشاره دارد و ظاهر معنى در اينجا اين است كه گروهى از جهت ايمان ثابت و پابرجا هستند، و گروهى متزلزل و بىثبات، و البته اگر مراد تفسير آيه باشد جنبه تأويلى خواهد داشت كه ظاهر آيه غير از اين است.