تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٤٥ - شرح حال پرهيزگاران
چون بيم و هراس بر آنها مستولى شود به كارهاى پاك بشتابند، و به اندك قانع نشوند، عمل هر چه بيشتر باشد زيادش نشمارند. هميشه خود را متهم دانند و از كردار خود نگرانند، چون يكى از آنها را بستايند هراسان گشته گويد: من به حال خود از ديگران آگاهترم و خدا از خود من هم آگاهتر است. خداوندا مرا به سخنان اينان مگير، و از آنچه پندارند بهتر ساز، و آنچه را خبر ندارند بيامرز كه تو علام الغيوبى.
(١) از نشانههاى پرهيزگار اين است كه: در دين تواناست، ترس و نرمش، ايمان و يقين را بهم آميخته. در علم حريص است، در عين مدارا زيرك است، با مهربانى انفاق كند، فهم و فقه، و علم، حلم را بهم پيوسته. در توانگرى ميانهرو است، در عبادت خاشع (و افتاده) است، در نيازمندى خوشرفتار، و در سختى بردبار است (نه فقر او را بذلت و پستى كشد نه فشارها از پايش در آورد). بر رنجديدگان رحمت آرد، وقت بخشش عطا كند، در كسب حرص نزند. بدنبال (روزى) حلال رود. در راه هدايت سرزنده باشد، از طمع بدور، و نكوكار و مستقيم است، در برابر شهوت خويشتندار است. از تعريف جاهلان مغرور نگردد، هميشه حساب اعمال خود دارد، و خود را مقصر داند، عمل صالح كند و (باز هم) بيمناك است، شبانگاه در فكر شكر است، و بامدادان در انديشه ذكر، شب را ترسان گذراند و روز را شادمان آغاز كند، ترسش از غفلتهائى است كه از آنها زنهارش دادهاند، شاديش از فضل و رحمتى است كه به آن دست يافته. اگر نفس در ناملايمات سركشى كند و تسليمش نشود، (بعنوان مجازات) خواستههايش را از آن دريغ دارد. خشنوديش در (نجات از چيزى) است كه از آن مىترسد، روشنى چشمش در نعمتهاى جاويد، و پارسائيش در لذتهاى ناپايدار است. حلم را با علم و علم را با عمل آميخته، از تنبلى و ملال بدور است، نشاطى پيوسته دارد، آرزويش نزديك (و دسترس) و لغزشش اندك است، دلى نرم و روحى قانع دارد، جهلش نهان و كارش آسان است، دينش محفوظ، شهوتش مرده، خشمش فرو خورده و اخلاقش باصفاست. اسرارى كه به وى سپرند با دوستان در ميان ننهد، شهادت دشمنان را كتمان ننمايد (در باره دشمن هم از شهادت به حق دريغ نكند) به تظاهر و ريا كار نكند، از روى شرم كار (خير) را فرو نگذارد، مردمان به خيرش اميدوار و از شرش در امانند. اگر در جمع غافلان باشد در زمره ذاكرانش نويسند (كه دلش بياد خداست). از آن كه ستمش كرده بگذرد، و به آنكه محرومش ساخته ببخشد، با آن كه از او بريده بپيوندد، حلمش را از كف ندهد، در (تحصيل اخلاق و كردار) زينتبخش در نماند، رفتار زشت و ناسزا از او بدور است، گفتارش نرم، مكرش ناپديد، خيرش بسيار، كردارش نيك، رو به خير و پشت به شر است. در بحرانها پابرجا و بردبار، در ناملايمات پايدار، و در رفاه سپاسگزار است. بر آن كه خشم گيرد ستم روا ندارد، بخاطر دوست گناه نكند، به ناحق ادعا نكند، حق ديگران را منكر نشود، پيش از آن كه شاهد آورند خود به حق اعتراف كند.