تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٤١ - موعظه آن جناب و توصيف احوال تقصيركاران
نه شب بپاى خيزند، و نه روز روزه گيرند، رنج بيدارى نكشيده در انتظار صبحند، و گرسنگى ناخورده چشم براه شام. از زيردست بخدا پناه برند و از زبردست نهراسند.
همى خواهند تا مردم باحترامشان به پا ايستند، و خود در برابر خدا (به عبادت) نايستند.
خواب با توانگران را از ركوع با مستمندان خوشتر دارند، به اندك (ناملايم) بخروشند، و از گناه زياد پروا ندارند به سود خود دگران را زيان رسانند، و سود دگران با زيان خود نخواهند. دوست دارند همه اطاعتشان كنند و سر از فرمانشان نپيچند، مىخواهند بگيرند و ندهند. مردم را ارشاد و خود را گمراه سازند، از مردم نه براى خدا بترسند، و از خدا در باره خلق نترسند (بىتشخيصند). ناپسند را پسنديده شمارند و پسنديده را ناپسند، خداى را بر نعمتهايش سپاس نگزارند و بر فزونيهايش شكر نگويند، امر بمعروف و نهى از منكر نكنند، عمرى در اشتباه بسر برند، چون بيمار شوند اخلاص پيش آرند و توبه كنند، و چون بهبود يابند به گناه باز گردند، هميشه به زيان خود كار كنند نه به سود، نمىدانند اعمالشان آنها را به كجا مىكشد، تا كى و تا چه وقت (اين كجروى و خطا)؟. خداوندا! ما را از خودت بيمناك كن، (اى نصيحتخواه) بخاطر سپار و نگهدار، و اگر خواهى باز گرد.