تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٣٥ - اندرزهاى آن بزرگوار در تشويق(به خير) و تهديد(از عذاب) و نصيحت
(١) آنچه (پيشوايان) به شما گويند (همان را) بگوئيد، آنچه را از آنها روايت كنند بپذيريد، هر چه را از شما نخواستهاند بر خود تحميل نكنيد، كه عواقب و عقوبتهاى هر كارى كه انجام دهيد هر سخنى كه بر زبان رانيد، و هر مقصدى كه بدان توجه كنيد به گردن خودتان است، از شبهه برحذر باشيد كه شبهه را براى فتنه (و گمراه- كردن) قرار دادهاند، (هميشه) به سهولت و سادگى رو آريد (خود را در ورطه مسائل شبههناكى كه از عهدهاش بر نمىآئيد نيفكنيد) با مردمان، خوشرفتار و خوشگفتار، و در پيشگاه خدا فروتن، بيمناك و متضرع باشيد. با يك ديگر به تواضع، انصاف، بخشش، و فرو خوردن خشم رفتار كنيد كه اين سفارش خداوند است. از حسد بپرهيزيد كه كار جاهليت است، «و بايد هر كس بنگرد چه پيش فرستاده، و از خدا پروا كنيد كه از كارهاى شما آگاه است.» (حشر: ١٨).
(٢) مردم! به يقين بدانيد كه بنده هر چند سختكوش، پر تدبير و فعال باشد خداوند بيش از آنچه در «ذكر حكيم» (شايد مراد لوح محفوظ باشد) مقدر كرده نصيبى برايش ننهد، چنان كه هر چه بىدست و پا و كم تدبير باشد آنچه را كه در «ذكر حكيم» برايش مقدر فرموده دريغ نورزد. مردم! نه هيچ كس با زرنگى پشيزى بيفزايد، نه با حماقت پشيزى از دست دهد، آن كه اين نكته بداند و به آن عمل كند (خود را بيجا به زحمت نيفكند و) در عين سودمندى از همه آسودهتر است، و آن كه اين رمز نشناسد در عين زيانمندى از همه پرمشغلهتر است، چه افراد مرفه كه گمان كنند در نعمت بسر برند و همان نعمتشان (بر اثر سرگرمى به دنيا و غفلت از خدا) مايه غافلگيرى و عذاب شود، و چه مبتلايان كه در نظر مردم گرفتارند و همان گرفتارى (بر اثر صبر و مقاومت و آبديدگى) باعث كمال و رفعتشان گردد. پس اى شنونده از مستى بهوش آى، و از غفلت بدر آى، از شتاب بكاه، و در وعدههاى خدا بينديش، وعدههائى كه تخلف نپذيرد و گريزگاه و راه چاره ندارد، آنگاه فخر و مباهات را فرو گذار، كبر و بزرگى را به يك سو نه، ذهن را حاضر ساز، قبر و خانه «واپسين» خود را بياد آر، كه گذرگاه و سرانجامت آنجاست، و هر چه كنى همان با تو كنند، و هر چه بكارى بدروى، هر دست دهى بگيرى، هر چه پيش فرستى به ناچار فردا دريابى. بايدت تأمل در مواعظ سود بخشد آنچه بشنوى و آنچه را به تو وعده دهند بخاطر سپار كه يكى از دو خاصيت دارد: يا بكار بندى و سبب طاعت گردد، يا وانهى و اتمام حجت باشد.
(٣) الحذر، الحذر، كوشش، كوشش، كه هيچ كس چون خبره كار ترا آگاه نسازد، همانا از وعدههاى تخلفناپذير، خداوند در «ذكر حكيم» (ظاهرا مراد همان لوح محفوظ است و احتمال اراده قرآن بعيد بنظر مىرسد) كه خشنودى و غضب، ثواب و عقاب او بر محور آن مىچرخد، اين است كه: بنده هر چند گفتارى خوش و ظاهرى آراسته داشته باشد، و مردم به فضيلت او اقرار كنند، اگر با يكى از اين