تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٠١ - فرمان امير المؤمنين على(ع) به مالك اشتر هنگامى كه او را به حكومت مصر و توابع آن گماشت
همه را تعيين كرده، و (عموما) حدود معين و مقررات مفروزى دارند كه در كتاب خدا يا سنت پيغمبر يا عهد و پيمانى كه نزد ما محفوظ است بيان گرديده.
(١) سپاه، به اذن خدا، دژ رعيت، زيور حكمران، عزت دين، و مايه امن و آرامش است، و رعيت جز در پناه آن نپايد (چنان كه)، قشون نيز بدون (ماليات و) خراجى كه خداوند برايش تعيين كرده تا ساز و برگ جهاد با دشمن را فراهم كند، و مايه دلگرمى و اعتقادش باشد، و معيشت خود را تأمين كند، قوامى ندارد، و اين هر دو گروه جز با پشتيبانى قضات و كارپردازان و دبيران ادامه حيات نتوانند كه استحكام امور (جلوگيرى از هرج و مرج) و نشر عدالت و انصاف (كه وظيفه قضات است) جمعآورى عايدات (تحصيل مالياتها كه بعهده عمال است) و جلب اعتماد مردم در كارهاى خصوصى و عمومى (كه در مسئوليت منشيان است) به دست اين گروهها انجام گيرد، و قوام زندگى اينها همه به بازرگانان و كسبه و ارباب صنايع است كه وسائل زندگى را تأمين و بازارها را سر پا مىكنند، و رنج صنايعى را كه از عهده ديگران خارج است تحمل مىنمايند. اما طبقه پائين اجتماع كه بينوا و مسكينند، بايد مورد عنايت و حمايت (حكومت) باشند؛ صندوق الهى (و بودجهاى كه از درآمد دولت اسلام براى آنان منظور شده) گنجايش همه را دارد، و هر كدام بقدر حاجت و نيازشان حق دارند و بايد والى همه را تأمين كند. البته اين كار جز با همت والى و استعانت از خدا و تصميم قاطع بر ملازمت حق و استقامت در كوچك و بزرگ كارها صورت نگيرد.
(اى حاكم مصر) افسرى را به فرماندهى سپاه اسلام برگزين كه از همه براى خدا و پيغمبر ٦ دلسوزتر باشد، پاكدامنترين سپاهيان، و خردمندترين افراد قشون و در علم و سياست سرآمد اقران باشد. افسرى كه (چون از زيردستان ناروا بيند) دير خشم گيرد، و (چون پوزش طلبند) زود عذر پذيرد، با ضعيفان مهربان و با گردنكشان توانا، سختگير و سركش باشد، نه درشتى و شدت، او را برانگيزد، نه از ضعف و ناتوانى از پاى در آيد.
«اى مالك» افسرى را انتخاب كن كه اصالت و نجابت خانوادگى، صلاحيت نژادى و حسن سابقه را درهم آميخته باشد، افسرى دلاور و شجاع، دست و دل باز و بخشنده كه اينان (ريشه) و مجموعه كرم، و شاخه احسانند، مردم را به خدا خوشبين و به قضا و قدر مؤمن سازند. و اما (آنگاه كه افسرانى چنين لايق و شايسته يافتى) بايد همچون پدرى مهربان به كارهايشان رسيدگى كنى، هرگز بودجهاى را كه در تقويت آنان صرف مىكنى (هر چه باشد) سنگين و زياده مشمار، و هر مهر و محبتى نثارشان كردى اگر چه اندك و ناچيز باشد سبك مگير، اين سيرت پدرانه آنها را در باره تو خيرخواه و خوشبين سازد، به اتكاى عنايتهاى بزرگ از تفقد نيازمنديهاى كوچك آنان غافل مشو كه هر يك موقعيتى جداگانه و خاص خود دارد، آن يك ضرورتهاى اوليه زندگى را تأمين كند، و اين يك رفاه و آسايش آنها را فراهم نمايد.
(٢) آن افسر را از همه بيشتر دوست دار كه با سپاهيان در حقوق خويش برادرى و برابرى كند (چون شكم خود را سير يافت زيردستان بينوا را از ياد نبرد)، در بذل و بخشش بر آنها مضايقه ننمايد، چندان كه