آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٣٤٨ - يادداشتهاى باب چهارم
منزهى از اينكه تو را به معرفت به سزا بشناسيم و حقيقت عبادت را در حق تو نياورديم. لذا خود را در مرحله تقصير مىيابد و از آن استغفار مىكند.
شماره ٥٦ ص ١٧٤ سطر ١١:
در اينكه گناهان باعث مردود شدن دعاست و دعاى مردمى كه گناه مىكنند و اصرار در گناه مىورزند و كسانى كه حرام خوارند پذيرفته نيست، چنان كه در آداب دعا آمده است علت مردودى دعا و محجوب شدن آن به نزد پروردگار با توضيحى كه در مورد كيفيت استجابت ادعيه داده شد روشن شد، زيرا اگر دعا با ارتباط و تماس با مبادى عاليه و تحقق به اسماى الهى و با تحقق يگانگى و وحدت داعى مستجاب است شخص گناهكار با قلبى كه متعلق به گناه است بين خود و آن مبادى حجابهايى كشيده كه بسان ابرهاى متراكمى كه جلوى افاضه و استفاده نور خورشيد را مىگيرند و نمىگذارند نفس صافى شود تا مرتبط گردد. همان طور كه گذشت مناسبت نيايشگر با عالم بالا سرّ استجابت دعاست اين مناسبت با صفا و زلال بودن نفس مىسازد نفس تيره كه تعلق به عادتها و گناهان دارد اين زلالى را از دست داده و مناسبت وى با ملكوت از بين رفته است امّا در صورت استغفار و توبه واقعى و كندن تعلق نفس از مشتهيات، اين توحّد و يگانگى و مناسبت بر مىگردد مخصوصا گريه بر گناه و اصرار در خواست مناسبتى عظيم را موجبند كه دعا با آن مستجاب است. همين طور ساير گناهان هر كدام آثارى تكوينى در اجتماع دارند كه ارتباط آنها چندان روش نيست، ولى نظام تكوين بر طبق اين سنتها مىگردد گرچه بر اهل دل پوشيده نيست اما ما محجوبان از اين امر بىاطلاعيم و تنها آثار آنها و بروز آن را مىبينيم و تنها مىدانيم كه چنين ارتباط موجود هست و صحيح است. مولوى در اين زمينه اشعارى سخت مناسب دارد، در مثنوى دفتر اول بيت ٧٧- ٩٢ آمده است.
|
از خدا جويم توفيق ادب |
بىادب محروم شد از لطف رب |
|
|
بىادب تنها نه خود را داشت بد |
بلك آتش در همه آفاق زد |
|
|
مائده از آسمان در مىرسيد |
بىشرى و بيع و بىگفت و شنيد |
|
|
در ميان قوم موسى چند كس |
بىادب گفتند كو سير و عدس |
|
|
منقطع شد خوان و نان از آسمان |
ماند رنج زرع و بيل و داسمان |
|
|
باز عيسى چون شفاعت كرد حق |
خوان فرستاد و غنيمت بر طبق |
|