آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٣٤٩ - يادداشتهاى باب چهارم
|
باز گستاخان ادب بگذاشتند |
چون گدايان زلّها[١] برداشتند |
|
|
لابه كرد عيسى ايشان را كه اين |
دايميست و كم نگردد از زمين |
|
|
بدگمانى كردن و حرص آورى |
كفر باشد نزد خوان[٢] مهترى |
|
|
زان گدايان ناديده[٣] ز آز |
آن در رحمت بر ايشان شد فراز |
|
|
ابر نايد در پى منع زكات |
و ز زنا افتد و با اندر جهات |
|
|
هر چه بر تو آيد از ظلمات و غم |
آن ز بيباكى و گستاخيست هم |
|
|
هر كه بيباكى كند در راه دوست |
رهزن مردان شد و نامرد اوست |
|
|
از ادب پر نور گشتت اين فلك |
وز ادب معصوم و پاك آمد ملك |
|
|
بد ز گستاخى كسوف آفتاب |
شد عزازيلى[٤] ز جرأت ردّ باب |
|
شماره ٥٧: ص ١٧٥ سطر ١٨:
مراد از مباهله نفرين كردن دو نفر همديگر راست. «بهل» به معناى لعن كردن يعنى دور كردن است و «عليه بهلة اللَّه» يعنى بر وى لعنت خدا «و باهلت فلانى» مباهله با فلانى مباهله كردم يعنى بر ستمكار بين من و او، نفرين كرديم. و مباهله در صورتى انجام مىگيرد كه دو نفر كه با همديگر بحث مىكنند به جايى نرسند و هيچ كدام نتواند ديگرى را قانع كند در صورتى كه مدّعى قطعيت مدعاى خود هستند امر را به خدا واگذار مىكنند به اين ترتيب كه از خدا مىخواهند كه مدعى ستمكار و ناحق را نابود كند.
شماره ١- ٥٨ ص ١٧٧ سطر ١١:
ريا از رويت و اصل آن خواستن جايگاه در قلوب مردم است به اينكه خود را به خصال خوب نشان مردم دهد. رياكنندهها در پنج چيز ريا مىكنند:
بنده خود را براى ديگران زينت مىدهد و زينت وى (١) در بدن (٢) يا در لباس (٣) و گفتار (٤) و عمل (٥) و اتباع و پيروان و دوستانش مىباشد.
امّا ريا در دين از جهت بدن به اين است كه خود را لاغر و كوچك نشان مىدهد تا آنكه نشان
[١] زلّها: تهمانده سفره
[٢] خوان: سفره
[٣] ناديده: مراد اين مثل است: نديد بديد وقتى كه ديد
[٤] عزازيل: شيطان