آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٣٢٨ - يادداشتهاى باب دوم
نمىكرد، و فقر براى فقير اصلح است و الا خداى تعالى با وى چنين نمىكرد با اينكه مربّى همه اوست. پايان كلام مرحوم مجلسى، رواياتى را مرحوم صاحب عده در اين موضع نقل فرموده است كه فقرا قبل از همه به بهشت مىروند، و اغنيا به خاطر حساب معطل مىمانند، و نيز حتى حضرت سليمان ٧ با آن همه جلالت شأن بعد از همه انبيا وارد بهشت مىشود چون سلطنت دنيا داشته است بنا بر اين اگر ورود به بهشت معيار افضليت باشد دو شخص هم مرتبه كه يكى فقير و ديگر غنى بوده و از جهت طاعات برابر بودند جز آنكه غنى در مبرات ماليه بهتر بوده و فقير در صبر و تحمل شدايد فقر بهتر بوده است فقير زودتر به بهشت مىرسد و غنى دچار حساب و مواقف ديگر مىشود، بله اگر صلاح غنى در غنا بوده به اينكه اگر همان غنى فقيرى مىشده ايمان خود را از دست مىداده است در اين صورت بايد رضا به غنا بدهد اصلح به حال وى همان غنا مىباشد و يا بر عكس در اين سخنى نيست و نيز رضايت به سرنوشت نيز كلام ديگرى است.
شماره ٢٤ ص ١٠٤ سطر ٢٠ در لآلئ الاخبار آمده است:
كبودى از پوست صفاق شكم حضرت موسى (ع) پيدا بود زيرا لاغر شده بود و گوشتهايش آب گشته بود و وى علاوه بر پيامبرى ٦٤ سال حكمران و سلطان بر بنى اسرائيل بوده و خانه و غذايى نداشته است كه به هنگام شب در آن استراحت كند و از آن غذا بخورد. بنى اسرائيل به نوبت غذاى وى را تهيه مىكردند. يك روز مردى غذايش را دير آورد، عرضه داشت:
پروردگارا! براى من خفت آور است كه اين گونه غذاى من به دست ديگران باشد خداى تعالى به او وحى فرمود: اندوه به خود راه مده! من روزى دوستان خويش را به دست بيكارههاى خلقم قرار دادم تا ايشان مأجور شوند و سعادتمند گردند.
شماره ٢٥ ص ١٠٥ سطر ١٦ لآلئ الاخبار روزى حضرت عيسى به مادرش گفت اى مادر من از علومى كه خدايم به من آموخت فهميدم كه اين خانه خانه زوال و فناست و خانه آخرت خانهاى است كه هرگز خراب نمىشود مادرا! جوابم ده آيا از اين دنياى خالى آخرت باقى را نگيرم؟
بنا بر اين هر دو به كوه لبنان رفتند و در آنجا روزه مىگرفتند و شبها را بر پاى مىداشتند و از برگ درختان مىخوردند. و از آب باران مىنوشيدند. مدتى در آنجا ماندند تا آنكه مادر آن حضرت از دنيا رخت بربست.