آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٢٧١ - راه شكستن نفس
النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى.[١] هر كس طغيان كند و زندگى دنيا را انتخاب كند جهنم جايگاه اوست و هر كس از مقام پروردگارش بترسد و نفس را از هواهاى نفسانى باز دارد بهشت جايگاه اوست و فرمود: دشمنترين دشمنان نفس توست كه در دو پهلوى توست و از او غافل مشو و با عنان تقوى افسارش كن.
[راه شكستن نفس]
و با سه چيز نفس را بشكن، اول: منع شهوات زيرا اگر از علف حيوان چموش كم كنى نرم و رام مىشود.[٢] دوم: بار عبادت را بر نفس بيفكن زيرا وقتى چارپا بارش زياد شود و علفش كم گردد، ذليل و منقاد مىشود از خدا كمك خواستن و زارى به سوى وى، به اينكه از خدا بخواهى كه تو را كمك كند، آيا به گفتار حضرت يوسف صديق (ع) نمىنگرى كه فرمود: «انّ النّفس لامارة بالسّوء الا ما رحم ربّى» نفس بسيار به بديها امر مىكند جز آنكه خداى تعالى رحم كند، وقتى بر اين امور مداومت كردى نفس به اذن خدا براى تو منقاد مىشود و اين زمان تسلّط بر نفس است كه بر او لگام بزنى و از شر او در امان باشى چگونه با سهل انگارى در امور نفس مىتوانى از نفس ايمن باشى و يا از او سالم بمانى، با آنكه مشاهده مىكنى كه نفس بد اختيار مىكند و حالات نفسانى پست است آيا نفس را در حالت شهوت مىبينى كه حيوانى بيش نيست و در حالت غضب درندهاى است و در حال مصيبت بچهاى مىباشد. و در حال نعمت فرعون است و در حال سيرى او را مستكبر مىيابى و در حال گرسنگى مجنونش مىبينى و اگر او را سير كنى طغيان مىكند و اگر ويرا گرسنه نگه دارى صيحه مىزند و جزع مىكند پس نفس بسان الاغى بد مىباشد اگر علفش دهيد در مىرود اگر گرسنهاش نگهدارى عر عر مىزند.
[١] - ٧٩/ نازعات، ٣٧.
[٢] مناسب آن اين ابيات حضرت علامه حسن زاده آملى روحى فدا است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|