اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٩٨
و زبان نرم، با يكايك مردم برخورد مىكرد و هركس را به اندازه جايگاه خودش، احترام مىنمود. وى از اميران و ثروتمندان دورى مىگزيد، با فقيران و مردمان متوسط نشست و برخاست مىكرد و از شاهان فرار مىنمود.[١]
سيماى ظاهرى
آيت اللّه ناصر حسين، فردى بسيار لاغر، ضعيف و نحيف بود و چهرهاى سفيد و نورانى و صدايى آهسته و متين داشت. لباس وى، پيراهنى سفيد و معمولى، كلاه كج، شال گردن، عبا و كفش مخملى بود. هنگام خروج از خانه، او به اميران شباهت داشت. مردم در برابر او مىايستادند و سلام مىكردند و هنگام جلوس نيز با كمال ادب مىنشستند، و چون فردى انساندوست و مهربان بود، مورد احترام ديگران قرار مىگرفت و حتى اميران و پادشاهان هم مانند خدمتگزاران و عالمان، نسبت به او بهسان شاگردان رفتار مىكردند.[٢]
او با وقار و هيبت در قلوب مردم بود، بر رأى خود پافشارى مىكرد و بر عبادات مواظبت داشت.[٣]
فعاليت سياسى و فرهنگى
در زمان مولانا، عالمان بزرگى مانند: آقا حسين قدوة العلماء، نجم الحسن، نجم الملة و ناصر الملة، با يارى ديگر عالمان و بزرگان شيعه، گروهى را به نام «جماعت صدر الصدور» تشكيل دادند. اين مجتمع، به اتحاد ملى، ارتقاى فرهنگى و نظم و ضبط امور مىپرداخت. از اين جمعيت، غير علما احساس خطر
[١]. مرعشى، المسلسلات، ج ٢، ١٠٩.
[٢]. صدر الافاضل، مطلع انوار، ٦٦٩.
[٣]. امين، اعيان الشيعة، ج ١٠، ٢٠١.