اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٢٦٠
را مىتوان نام برد. در اينجا براى ذكر نمونهاى از نوشتار فارسى شيخ آقابزرگ، تمام آن را مىآوريم:
«سپاسگزارى سزاوار نيست به جز از براى ذات يگانه پاك بىهمتايى كه جميع كائنات را به خلعت وجود نمايش داده، و سرافرازى بخشيده، و در فطرت هر ذره از موجودات ثناگويى حضرتش را يادگار گذارده: «ما من شىء الا يسبح بحمده». و در ميان آنان افراد بشر را به تاج عزت «وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ» مفتخر فرموده و در طينت هريك از ايشان قوه شناسايى خود را مكنون داشته: «كل مولود يولد على الفطرة» و جميع آنها را بر نتيجه خلقت و غرض و علت غايى ايجاد آگاهى داده: «ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»؛ أى ليعرفون. پس زهى سعادتمند كسى كه در اين چند روزه زندگانى در دار تجارت فانى به سعى و كوشش خود جد و جهد كند. و آنچه را كه خلاق متعال در ذات او بالقوه مكنون نموده تا آخرين حد او را به منصه ظهور و فعليت برساند، تا بوسيله اين كشش و كوشش خود را به درجات سعداء و به مقام قرب و وصول به رحمت حضرت الهى نايل گرداند. و در ميان خلائق شايسته تهنيت و تمجيد و اعمال او لايق تقدير و تقريظ ايشان گردد. و سعادتمندتر از اين طايفه، آنانند كه بر حسب استعداد و قابليت ذاتى خود، از مشرق فيض حضرت فياض مطلق نور علم و معرفت طالع شود، و بر زوايه قلب پاك آنان تابش نمايد: «العلم نور يقذفه اللّه فى قلب من يشاء، فهو ينظر بنور اللّه، و يجرى الحكمة على لسانه». و بگمان فقير يكى از مصاديق ظاهره اينگونه سعادتمندان، اين مرد مؤمن صالح بارع و عارف متدين متشرع، ناظم ستوده سير، آقاى ميرزا محمّد على انصارى قمى- نصره اللّه تعالى- مىباشند، با اينكه ايشان حظ وافرى از علوم اكتسابيه نبرده، به مراتب عاليه عالم ربانى ترقى نموده. چه آنكه، نكات و دقايق اين كلام معجز نظام را- كه دون كلام الخالق و فوق كلام المخلوق است- و كثيرى از اهل كمال از فهم جملهاى از آنها قاصرند، آنها را به زبان ساده نزديك به فهم عامه خلق، در سلسله نظم كشيده، تا