اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٣٦١
مىپرداختند. وى در هنگام درس شمرده، فصيح، منظم و مرتب سخن مىگفت، از پرداختن به حشو و زوايد پرهيز نموده و فشرده و سنجيده تدريس مىنمود. به قول آيت اللّه حسينى همدانى:
«من بعد از مرحوم آيت اللّه نائينى، كسى را نديدم به منظمى و پاكيزگى آيت اللّه خويى درس بگويد، با يك عربى كاملا فصيح، منظم و مرتب».
در خلال درس اصول خويش به فلسفه نمىپرداخت، و در بحث فقه خود بر احاديث و روايات تكيه زيادى كرده و به سند اخبار، اهميت داده و بسيار در توثيق و تضعيف روات و رجال سند بحث مىفرمود.
اسلوب ايشان در مناقشه و جدل، روش سقراط بود، بدينگونه كه تجاهل كرده و تظاهر به قبول گفتار طرف مقابل مىكرد، سپس پرسشها و تشكيكهايى در قول خصم نموده و ظاهرا خود را در مقام استفاده و يادگيرى جلوه مىداد و خصم هم- بدون آنكه بفهمد- به پاسخ مىپرداخت و به لوازم گفتار خويش اعتراف مىكرد و در همين هنگام سيد استاد، مستشكل را به تناقضگويى واداشته و بر اعتراف به اشتباه و نادانى خود مجبورش مىساخت.[١]
درس ايشان فشردهاى از آراء و مبانى آقا ضياء و نائينى و كمپانى و نظرات خود ايشان، همراه با بحث و استدلال بر رد و قبول مبانى ديگران با بيانى جذاب و سحار و تحليلى عميق بود[٢] به حق در حقايق و مبانى اصولى- كه در طول ادوار مختلف بر آنها اتفاق شده و خدشهناپذير مىنمود- انقلاب و دگرگونى پديد آورد و در لابلاى دروس ايشان نظريات جديد، ابتكار در مبانى، خروج از آراء پيشينيان و تعمق و تحقيق و دقت و ژرفنگرى و پژوهش موج مىزد.[٣]
[١]. طريحى، مقدمه البيان، ص ١٥.
[٢]. تا آنجا كه گفتهاند« انه يجسم المعقولات»، او ذهنيات را در پيش چشم مجسم مىسازد.
[٣]. تمام دوره ششم درس اصول، و تدريس بسيارى از كتب فقه در نوار كاست ضبط شده و در كتابخانه ارزشمند مرجع فقيد در محله« كنده» شهر كوفه موجود است؛ ر. ك؛ طريحى، مقدمه دليل المعجم، ص ١٧.