اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٥١٨
عبد اللّه و مدرسه مولا لطف اللّه را بنياد نهد و نيز سالى چند را جهت آبادى حرم مقدس حضرت رضا عليه السّلام، در مشهد مقدس بسر برد.
ملا محمّد تقى مجلسى در شرح مشيخه من لا يحضره الفقيه و مير مصطفى تفريشى در نقد الرجال به ستايش او پرداخته و اكثر تحقيقات رجالى كتابهاى خود را از او دانستهاند.
گويند:
«روزى به ديدار شيخ بهايى رفت و مدت يك ساعت نزد ايشان ماند تا آنكه صداى اذان برخاست، شيخ بهايى به جناب تسترى گفت: همينجا نماز بخوانيد تا ما هم به شما اقتدا كنيم و به فيض جماعت برسيم.
مولا عبد اللّه تسترى درنگى كرد و قبول نكرد و برخاست و به سوى منزل خود حركت نمود. برخى از اصحاب وى بدو گفتند: چگونه خواهش شيخ بهايى را اجابت نفرموديد و نماز در خانه شيخ- با كثرت اهتمام شما به نماز اول وقت- نخوانديد؟ فرمود: قدرى در حال خود تأمل كردم، ديدم حالم چنان نيست كه اگر شيخ بهايى پشت سر من نماز بخواند فرقى نكند، بلكه تغيير پيدا مىكند، لاجرم اجابت نكردم».[١]
و نيز نقل شده است كه:
«آن فقيه والامقام پسرش ملا حسنعلى را بسيار دوست مىداشت. روزى پسرش شديدا بيمار شد و پدر براى اداى نماز جمعه به مسجد رفت، چون آغاز خواندن سوره منافقون نمود و به اين آيه مباركه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ» رسيد، آن را تكرار نمود.
پس از نماز، علت تكرار را از او پرسيدند، فرمود: زمانى كه به اين آيه رسيدم پسرم به يادم آمد و با نفس خويش به تكرار اين آيه مجاهده
[١]. الفوائد الرضوية: ٢٤٦.