اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٤٠
آيت اللّه بهاء الدينى هم به اين مطلب اشاره كردند كه:
«وى فقط با سادات و اهل علم خوب بود، و با متنفذان هيچ خوب نبود؛ به گونهاى كه هيچيك از آنان جرئت نداشتند براى او هديهاى بفرستند.
ميرزا اجازه نمىداد متنفذان در كارهاى او دخالت كنند».[١]
جناب آقاى استادى، به نقل از آيت اللّه بهاء الدينى، سه ماجرا از ايشان را آورده است كه عبارتند از:
«گاهى توليت، حاج سيد محمّد باقر مصباح، براى علما يك مقدار انار مىفرستاد، و از جمله براى ايشان فرستاد، كه نپذيرفت. و شايد، اين كار خوشايند توليت هم نبود، اما ايشان اين قبيل چيزها را رد مىكرد كه مبادا در معرض كار خلاف قرار گيرد.
قبالههاى آن دوران بايد به مهر علما مىرسيد. نقل شده است كه قبالهاى كه در ارتباط با توليت بود، نزد ايشان آوردند كه امضا كند. وى در آن حال، مشغول غذا خوردن نان جو و دوغ بود. ايشان قباله را ملاحظه كرد و متوجه شد كه اشكالى دارد. فقيه بزرگوار رو به حامل ورقه كرد و فرمود: ما به اين نان و دوغ ساختهايم، كه اينگونه قبالهها را امضا نكنيم».[٢]
همچنين نقل شده است:
«ايشان از پيازفروشى، پياز مىخريد و مشغول سوا كردن و ريختن پياز در ظرف خود بود، كه يكى از خانهاى قم- كه با ايشان آشنا بود- سوار اسب از آنجا مىگذشت. وقتى ديد خود آقا مشغول جدا كردن پياز است، از اسب پياده شد و گفت: اجازه دهيد من اين كار را انجام دهم. ايشان فرمود: خودم انجام مىدهم.
و اين جمله را هم اضافه كرد: «هرچه دم كلفتتر باشد، بدتر است».[٣]
[١]. همان.
[٢]. استادى، شرح حال آيت اللّه اراكى، ص ٧٠.
[٣]. استادى، شرح حال آيت اللّه اراكى، ص ٧٠.