اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٢١٤
رئيس شهربانى گفت: مثل اينكه در اين هم ترديد داريد.
آن فقيه هوشيار جواب داده بود: در آنچه كه نوشتهاند و عمل شده است، ترديدى ندارم.
رئيس شهربانى گفته بود: پس ديگر در تبريك چه مسامحهاى داريد.
وى در جواب گفت: من هرچه مىانديشم، نمىتوانم بپذيرم كه رضاخانى كه خودش نوكر انگليس مىباشد و به زور و دسيسه آنها به سلطنت رسيده است، بدون اذن آنان و در مخالفت با آنان، چنين اقدامى بكند.
رئيس شهربانى گفت: پس مىفرماييد حقيقت چيست؟
وى فرمود: بعدها معلوم مىشود.
بعد در جريان دعواهاى مصنوعى حكومت ايران و انگليس، و ارجاع به ديوان داورى لاهه، و رفتن هيئتى به رياست على اكبر داور به آنجا، و تجديد قرارداد، معلوم شد كه علت آن اقدام بظاهر جسورانه رضاخان، اين بود كه به پايان امتياز دارسى ٣ سال بيشتر باقى نمانده بود، و مىبايست در پايان مدت شركت دارسى تمام تأسيسات شركت را در اختيار ايران بگذارد، و ايران به طور مستقل با امكانات فراهم شده نفت را اداره كند. براى جلوگيرى از اين وضع، اين صحنهسازى را كردند، و قرارداد را براى مدت طولانى ديگر تمديد كردند. سپس در جريان ملى شدن نفت، يكى از ادله ايران همين بود كه مجلس قلابى و فرمايشى آن زمان، مجلس مردم نبود و لذا آن قرارداد هرچند به تصويب مجلس رسيد، اما بىارزش است.
مبارزه با رژيم پهلوى
ايشان با توجه به سياستهاى استعمارى و اطلاعات تاريخى وسيعى كه از اوضاع سياسى جوامع اسلامى داشت، همواره مردم را از دسايس بيگانگان و تفرقه افكنيهاى آنان در بين مسلمانان و الگوسازيهايشان در مناطقى مانند تركيه به نام مصطفى كمال آتاتورك و در ايران به نام رضاخان برحذر مىداشت، كه گول اينها را