اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٤٤٢
(١٣٢١- ١٤١٢ ق) و مرحوم آقاى شيخ احمد وافى يزدى- كه در بيست و چهار سالگى از دنيا رفت- به مباحثه مشغول بودهاند.
مشايخ اجازه
حضرت آيت اللّه بدون آنكه درصدد اخذ اجازه- اجتهاد و روايت- بوده باشند، موفق به كسب اجازه از اقطاب روايت گرديده، كه آن جملهاند:
١- آيت اللّه العظمى حاج شيخ عبد الكريم حائرى يزدى: اجازه اجتهاد.
آقا خود فرمودهاند: ايشان در آن موقع اظهار لطف كرده و سوگند ياد نمودند كه تو مجتهد مىباشى. و آنگاه اين اجازه را نوشتند و مرقوم فرمودند كه من ايشان را مجتهد مسلم مىدانم. (و اين در سنّ ٢٥ سالگى ايشان بوده است).
٢- آيت اللّه العظمى حاج شيخ محمّد رضا ابو المجد اصفهانى: اجازه روايت.
آقا خود مىفرمود: من درخواست اجازه دهم از ايشان نكرده بودم، ليكن چون اعتقادى به اينجانب پيدا كرده بودند خودشان اجازه روائى مفصل مرقوم فرمودند.
٣- علامه محدث آيت اللّه حاج شيخ عباس قمى (١٢٩٤- ١٣٥٩ ق): اجازه روايت.
خاطراتى از ايام تحصيل
مرجع بزرگوار شيعه از ابتداى تحصيلات خويش با كوشش پيگير و عزمى استوار و ارادهاى خستگىناپذير، بدون يأس و نااميدى از پيش آمدن مشكلات (چون: فقر و تنگدستى و از دست دادن پدر و مادر در دوران كودكى) با جديّت و تصميم ادامه داده تا بدانجا كه يكى از ستارگان فروزان آسمان علم و دانش گرديد.
خود مىفرمود:- در ابتداى تحصيل- من يك لحاف داشتم كه نيمه آن را زير خود و نيمه ديگر را روى خود مىانداختم. و نيز مىفرمودند: در دورانى كه در مدرسه فيضيه طلبه بودم، دچار كسالت و بيمارى شدم. استادم مرحوم آيت اللّه العظمى آقاى حاج شيخ عبد الكريم حائرى رضى اللّه عنه شبها براى تدريس در مدرسه