اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٢٦٢
طوسى، در محله مشراق نجف، برپا مىگرديد و محل اجتماع كسانى بود كه از نفس گرم حاج شيخ، راه خويش را باز مىيافتند.
از آن سال به بعد، كه در راه كربلا دچار تصادف گرديد و آزار ديد، مسجد طريحى در محله براق را انتخاب نمود. اما پس از چندى اين نماز جماعت هم تعطيل شد. اين بدان دليل بود كه دبيرستان دخترانهاى در آن حوالى بود كه هنگام نماز با موقع تعطيلى آن مدرسه برخورد داشت و آنان، كه از حجاب كاملى برخوردار نبودند از كوچه عبور مىكردند. مرحوم حاج شيخ فرموده بود:
«چون ناخودآگاه چشمم به آنان مىافتد و ممكن است مرتكب گناه گردم، لذا نخواستم براى انجام فعل مستحبى نماز جماعت كار حرامى نظر به نامحرم را ولو ناخواسته انجام داده باشم».
١١. سادهزيستى و زهد
به گفته مرحوم آيت اللّه حاج شيخ محمود انصارى قمى
«زهد از تمام زندگى شيخ هويدا بود. در تمام عمر گرانبهاى خويش تنها گيوه به پا نمود و از تشريفات در اطاق وى خبرى نبود. من هروقت از قم به نجف مىرفتم، براى او يك جفت گيوه خوب، سوغات مىبردم.
بسيارى خيال مىكردند از دم و دستگاهى و خدم و حشمى برخوردار است كه اينگونه تأليفات پىدرپى انتشار مىيابد. اما آنگاه كه به اطاقش كه با زيلو و فرش رنگ و رو رفته و نخنمايى مفروش بود وارد مىشدند، مبهوت مىگرديدند. پيرمردى با سنين بيش از ٨٠، يك مشت پوست و استخوان، از صبح تا به شب يكه و تنها مشغول تأليف و تصنيف بود. او دربان نداشت و در خانهاش به روى همه باز بود. پاى پياده رفت و آمد مىنمود».
عمامهاى كوچك، لباسى ساده و محاسنى كوتاه داشت و از عناوين مصطلح دورى مىجست.