اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٢٥٦
نورزيد و حتى كتاب المدنية و الاسلام محمّد فريد وجدى را ترجمه و منتشر كرد.
همچنين هنگامى كه مدرسههاى جديد در عراق افتتاح مىشد، با سعى و كوشش عدهاى از تجار ايرانى مدرسهاى تشكيل شد، اما از آنجا كه اين قبيل مدارس تازگى داشت، مخالفت عدهاى را برانگيخت. اينجا بود كه مرحوم شيخ آقابزرگ وارد ميدان شد و مؤسس مدرسه را بر كارش تأييد و ترغيب كرد و از طرف ديگر با مخالفان نيز وارد گفتگو شد و با نصايح خويش آنان را از مخالفت منع كرد.
٢. اطلاع از اخبار و وقايع جهان
مرحوم شيخ، خود را به عنوان عضوى از پيكرة مسلمين و فردى از ابناى بشر مسئول دانسته و هرگز بىتفاوتى را بر خويش نمىپسنديد.
فرزندش مىنويسد:
«او مرا مأمور خواندن اخبار روزنامهاى نموده بود، تا مسائل مهم را برايش بازگو نمايم. و پس از مدتى امر به نوشتن مهمترين اخبار در دفترى جداگانه نمود، تا پس از فراغت از كارهاى روزانه به خواندن و اطلاع يافتن از اخبار بپردازد. هم اكنون نيز كتابى حاوى مهمترين اخبار سال ١٩٣٨ در بحبوحه جنگ جهانى دوم و اشغال فلسطين توسط يهوديان در كتابخانه او در تهران موجود است».
٣. ارشاد و راهنمايى
ايشان از ارشاد آشنا و بيگانه هيچ ابايى نداشت. هر نويسنده و مؤلف كه احتياج به يافتن مدارك داشت، بلادرنگ به محضر شيخ مىشتافت و مشكل خود را با او در ميان مىگذاشت و با چهرهاى شاد، از خانه شيخ آقابزرگ بيرون مىرفت.
همواره خويشان و آشنايان خود را با ارسال نامهها راهنمايى مىكرد، فرزندش در آلمان و نوهاش در لنينگراد و نيز ديگر اقوامش را در تهران و بغداد با ارسال