اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٦٩
مهاجرت به تهران
آيت اللّه حائرى قمى، در حدود سال ١٣١٣ ه. ق رهسپار تهران شد و از محضر آيات عظام: ميرزا محمّد حسن آشتيانى (د. ١٣١٩ ه. ق) و ميرزا ابو طالب زنجانى (د. ١٣٢٩ ه. ق)، سطوح عالى فقه و اصول را به خوبى فراگرفت.[١]
خاطرهاى از دوران تحصيل
آقا سيد ابو القاسم ميرزايى از معظم له نقل كرده است:
«در جوانى كه در حوزه تهران مشغول تحصيل بودم، هر ماه مادرم يك جوال نان خشك از قم توسط يكى از چارپاداران براى من مىفرستاد. من اول هر ماه آن را [در بازار، كاروانسراى دالان دراز] مىگرفتم و تا آخر ماه، با آن به سر مىبردم. تا اينكه قحطى پيش آمد، و نان ما هم يكى دو روز به اول ماه تمام شد. چند وعدهاى بدون نان و غذا گذراندم. مرتب در جلسه درس حاضر مىشدم، اما حالى كه درس را گوش كنم نداشتم. به هر شكل بود، صبر كردم. اول ماه شد، به كاروانسرا رفتم. ديدم شخصى كه هر ماه نان مىآورد، آمده است؛ ولى با دست خالى. مادرم به وسيله او پيام فرستاده بود كه من نتوانستم در قم نان تهيه كنم، خودت فكرى بكن.
در حالى كه سخت گرسنه بودم، نااميد برگشتم. نزديك مدرسه مروى ديدم كنار ديوار، يك ريالى نقره افتاده است. آن را برداشتم و با خود گفتم: اين پول يك قرص نان است. خود را به مغازه نانوايى رساندم و با آن، يكى نان گرفتم و خود را از گرسنگى نجات دادم. فرداى آن روز، باز در همان نقطه ديدم يك سكه ديگر است. آن را برداشتم، نانى گرفتم و سد جوع نمودم. و به همين ترتيب، تا پايان آن ماه، هر روز يك سكه
[١]. تهرانى، نقباء البشر، ج ٤، ص ١٣٦٩.