اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ١١٥
حركت به كربلا
ايشان در سال ١٣٠٦ ه. ق، پس از دو سال اقامت در شيراز، رهسپار كربلا شد، و در مدت كوتاهى- حدود چهار سال- شرح لمعه، قوانين، فصول و رياض را به پايان رسانيد، سپس تصميم گرفت به سامرا- كه تحت سرپرستى آيت اللّه العظمى ميرزاى شيرازى داراى حوزه علميه شكوهمندى شده بود- برود.[١]
مهاجرت به سامرّاء
ايشان در حدود سال ١٣١٠ ه. ق به سامرا رفت[٢] و مورد توجه فراوان ميرزاى شيرازى قرار گرفت. ميرزا سفارش او را به حضرات آيات: سيّد محمّد فشاركى و ميرزا محمّد تقى شيرازى نمود.[٣] او در آن زمان، مورد نظر و محبت پدرانه ميرزاى شيرازى بود، و در خانه او به سر مىبرد و همواره حاضر به خدمت بود.[٤] نخست، رسائل و مكاسب را نزد علّامه بزرگوار شيخ حسنعلى تهرانى به پايان برد، و سپس در درسهاى مرحوم آيت اللّه العظمى ميرزا محمّد تقى شيرازى و آيت اللّه سيد محمّد فشاركى شركت نمود. به گفته ركنزاده، چندى هم در درس مجدد شيرازى حضور پيدا كرد. با مهاجرت مرحوم آيت اللّه طباطبايى فشاركى به نجف اشرف، منحصرا به درس ميرزا محمّد تقى شيرازى حاضر شد و تا روز وفاتش، ملازم بحث او بود و در اين مدت طولانى- حدود ٢٨ سال از ١٣١٠ تا ١٣٣٨ ه. ق- از او جدا نشد؛ به طورى كه بر همه شاگردان استاد فايق آمد و از شاگردان بزرگ او به شمار رفت.[٥]
[١]. موسوى كاظمى، احسن الوديعة، ج ٢، ١٣١، واعظ خيابانى، علماى معاصرين، ٢٤١.
[٢]. تهرانى، نقباء البشر،( مخطوط) بدون صفحه.
[٣]. شاهرودى، اسرة المجدد الشيرازى، ٢٠٨.
[٤]. ركنزاده آدميت، دانشمندان فارس، ج ٤، ٢٣٢.
[٥]. موسوى كاظمى، احسن الوديعة، ج ٢، ١٣١؛ امينى، معجم رجال الفكر فى النجف، ج ٢، ٧٨١؛ تهرانى، نقباء البشر( مخطوط)، بدون صفحه.