اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ١٧٥
اين مدت طولانى، كلمهاى گلايه و شكايت و اظهار ناراحتى و دلتنگى مطلقا نشنيد، بلكه زبانش هماره به حمد و شكر الهى، و رضايت به قضاى خداوندى گويا بود تا آنكه به سراى باقى شتافت».[١]
علامه امين عاملى هم مىنويسد:
«وى اورع و با تقواترين مردم زمان خودش بود. اخلاقى نكو و طريقتى مستقيم داشت، هماره به مجاهده با نفس و مراقبت از خويش، و علمآموزى اشتغال داشت، تارك مشتبهات بود و نمىخورد و نمىآشاميد و به كار نمىبرد مگر آنچه كه در شهرهاى اسلامى ساخته مىشد ... ماده تاريخ وفاتش «شأن عظيم» مىباشد».[٢]
علامه حرز الدين نيز چنين نوشته است:
«وى- حفظه اللّه تعالى- از اهل فضل و زهد و عبادت و قداست بود، و از زهدش و دورىاش از زخارف دنيا آن بود كه قدر و قيمتى براى خوراك و پوشاكش قائل نبود. لباس درشت و زمختى كه در شهرهاى اسلامى بافته مىشد- به ويژه لباس پشمى و پنبهاى كه در ايران بافته مىشد- مىپوشيد و هيچگاه از لباسهاى ساخت كشورهاى اروپايى و آسيايى كافر استفاده نمىكرد. آثار سجده بر پيشانى و بين چشمانش- از كثرت نماز و سجدههاى طولانىاش- نمايان بود. او ملتزم به مستحبات و اعمال مندوبه مؤدب به آداب شرعيه، و مشاراليه به ورع و درستى و صلاح و زهد در نجف- در زمان خودش- بود. او درس و تدريس را در آخر عمرش ترك كرد و يكسره به عبادت روى آورد».[٣]
[١]. آقابزرگ تهرانى، نقباء البشر، ج ٤، ص ١٣٢٥- ١٣٢٧.
[٢]. عاملى، سيد محسن، اعيان الشيعة، ج ٨، ص ١٥٠.
[٣]. حرز الدين، شيخ محمّد، معارف الرجال، ج ٢، ص ١٤٣- ١٤٤.