اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٦٠
و باز، ايشان مىنويسد:
«كسى مرا به كوتاهى و سهلانگارى و كمى تتبع نسبت ندهد، همانا من با كمبود كتابها و اسباب و نبود يار و ياور واقع شدم. در شهرى دور از همه چيز با تفرق بال و اختلال احوال و غم و اندوه بسيار و تغيير زمان و رواج بدعتها و گناهان و خراب شدن پايههاى دين [اشاره به دوران حكومت رضا خان و مظالم آن] تمام كوششم را و نهايت طاقتم را در راه به پايان رسانيدن اين هدف به كار گرفتهام».[١]
وى در جاى جاى كتابش به انتقاد از وضعيت زمان خويش- دوران حكومت رضا خان- پرداخت و از روزگار معاصرش انتقاد كرد. از جمله مىنويسد:
«دزدان سقيفه، احوال مسلمانان را سياه و حال اسلام را تباه گردانيدند و به اين كار زشت خويش، ابواب جنگ و نزاع و ريختن خونها و تاراج مالها و از بين بردن آبروها را گشودند و آزادشدگان و طلقاء را بر سيد الوصيين مسلط كردند و حقوق حضرت فاطمه زهرا را غصب و محسنش را سقط كردند و اين امر زشت و ناپسند ادامه يافت تا اينكه در زمان ما، مسلمانان گروه گروه گشته و يكسره تمام شعاير اسلام را به يك سو افكنده و معالم دين را ترك كرده و سرگردان ماندهاند؛ نه مسلمانند و نه مسيحى. آنان قوانين كفار را در خوراك و پوشاك و رفتار و كردارشان اخذ كرده و به آنان شبيه گرديدهاند و بر پيشوايان دين و علماى مسلمين- بلكه بر خدا و پيامبر و مذهب- طعن مىزنند و مسخره مىكنند، تا زمانى كه خداوند به ظهور امام منتظر، اين بلا را از امت دفع نمايد».[٢]
وى در راه تحصيل، تدريس و گسترش علم كوشا و دائم به مطالعه مشغول بود.
او مىگفت:
[١]. همان، ج ٣، ٤٤٧ و ج ٤، ٨٧.
[٢]. همان، ج ١، ٣٢٢.