اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٥٤٧
او مىنويسد:
عالم ربانى و فقيه بلاثانى ميرزا ابو القاسم نراقى، كه در او اجتهاد و فقاهت و رياست و وجاهت جمع شده بود.
وى عالمى فقيه و مقدس و صالح، وارسته و متقى بود و در فضل و عدالت و زهد و تقوا مقامى عالى داشت و از شاگردان و مجازين برادر بزرگوارش حاج ملا احمد نراقى به شمار مىرفت، و هر وقت از محقق نراقى پرسش فقهى و استفتائات متعدد مىشد، در پاسخ به آنها، به ايشان مراجعه مىكرد و به گفتارش اعتماد مىنمود.
او در سال ١٢٥٦ ق، در بازگشت از سفر حج، در اثناى سفرش به مدائن بيمار شد و درگذشت. ماده تاريخ وفاتش جمله «خوار و زار مرد» مىباشد. (و اين هم به خاطر دعايى بود كه زير ناودان بيت اللّه الحرام كرده بود كه خداوند او را به وطنش برنگرداند تا به مرافعات مردم و رياست عامه مبتلا نشود، و خداوند دعايش را مستجاب ساخت) فرزندش عالم فقيه ميرزا محمّد صادق نراقى (م ١٣٠٤ ق)، از شاگردان شيخ انصارى و حاج سيد حسين كوهكمرى بود و رياست و مرجعيت كاشان را برعهده داشت.[١]
٦. علامه فقيه حاج ملا محمّد جواد نراقى كاشانى (١٢٢٢- ١٢٧٨ ق)
او فرزند حاج ملا احمد نراقى و از شاگردان پدرش، و عالمى فقيه و فاضلى جليل بود و در امر به معروف و نهى از منكر و اقامه جماعت كوششى بسيار داشت و مردم كاشان در تمام كارهايشان به او مراجعه مىكردند و نمازهايشان را به امامت او به جاى مىآوردند. وى در سال ١٢٧٨ ق بدرود زندگى گفت و فرزند برومندش آيت اللّه حاج ميرزا جلال الدين على نراقى، كه عالم، فاضل، اديب و فقيه محقق، خطيب و واعظ فصيح و بليغ بود، جانشين بالاستحقاق مسند پدرى خود گرديد.
[١]. همان، ص ١٠٤- ١٠٥؛ المأثر و الآثار، ص ١٦٢.