اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٤٨٣
آيت اللّه حاج آقا على صافى گلپايگانى را از قم براى ابراز مودّت و ابلاغ سلام و اعلام پشتيبانى همهجانبه، به پاريس فرستادند.
و در موقع ورود به تهران ايشان نامهاى حاكى از شادى و شعف خويش به امام نگاشته[١] و در وقت ورود امام فقيد به قم مرجع بزرگوار تا مدخل ورودى شهر مسجد امام حسن مجتبى عليه السّلام به استقبال شتافته و بدينوسيله اشتياق خود را به ايشان به منصّه ظهور رسانيد. همواره براى حفظ موقعيت امام به عنوان رهبر از دخالت در امور، جز براى ارشاد و رهنمايى خوددارى ورزيدند.
به دنبال كسالت قلبى حضرت امام معظم له با اعلام مجلس دعا در مسجد اعظم- قابل توجه آنكه اعلاميه به امضاى خود آقا بود- براى سلامت ايشان دست به درگان خداوند بلند كردند و پس از آن بود كه براى ديدار با امام راحل به تهران عزيمت كردند و از نزديك جوياى حال ايشان شدند.
رئيس جمهور شهيد مرحوم محمّد على رجايى پس از ملاقاتى با مرجع بزرگوار مىگويد:
«در وهله اول خوب من از ايشان سؤال كردم كه چه فرمايشى، چه امرى داريد؟
ايشان مجومعه مطلبشان اين بود كه امام را هرچه در توان داريد، تقويت كنيد.
باز براى دومين بار كه مىخواستيم جدا شويم، ايشان تكرار كردند كه توصيه مىكنم: امام را، عظمتشان، محلّى را كه در جامعه امروز دارند، اين را نهتنها حفظ كنيد بلكه تقويت كنيد.
و بعد اضافه مىنمايد: من به شما عرض كردم كه صحبت حضرت آيت اللّه گلپايگانى به من در تعظيم و تكريم امام بود و اين در تاريخ مىتواند بگويم كه بىسابقه است. اگر داستان ميرداماد را با شيخ بهايى- اگر آنرا آدم به عنوان نمونه قبول كند- از بىسابقه بودن مىافتد، اما يك چنين موقعيتى واقعا مجموعهاش نعمت است ...».[٢]
[١]. روزنامه اطلاعات، پنجشنبه ١٩ بهمن ١٣٥٧ و پاسخ به ايشان در همان روزنامه، ٦ اسفند ١٣٥٧.
[٢]. فرزند ملت در آئينه انقلاب اسلامى، ٢٢٢- ٢٢٤.