اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٤٧١
انصارى كه وضع را غير عادى ديد، سخن خود را زودتر به انجام رسانيد و از منبر بزير آمد، و رفت پهلوى آيت اللّه گلپايگانى نشست.
اما درست در همين موقع كه خورشيد آخرين فروغ خود را از شهر قم پنهان مىداشت و هوا تاريك مىشد، از يك سمت مدرسه توسط فرمانده جنايتكاران كه بعدها معلوم شد سرهنگ مولوى بود، دستور حمله با سوت وى صادر گرديد. به دنبال آن دهها كماندو و رنجر ورزيده تعليم ديده كه بعدها در محاكمات پس از انقلاب معلوم شد همگى از افراد برجسته گارد جاويدان شاه و سرسپردگان چنگيز زمان بودند، به علماء و طلاب بىپناه كه هيچگونه وسيله دفاعى هم نداشتند مانند گرگهاى درنده حمله بردند. چنانكه مىگفتند آن روز دژخيمان اغلب مست بودند، و ديوانهوار به ساكنان فيضيه حمله مىكردند. حمله وحشيانه با تمام وسائلى كه در اختيار داشتند، مانند پنجه بكس فلزى و زنجير و دشنه و ميله آهنى و سلاح گرم.
در حمله وحشيانه افراد گارد جاويدان شاه تحت فرماندهى سرهنگ مولوى دهها نفر از طلاب حوزه علميه و عدهاى از مردم عادى به سختى مجروح و مصدوم شدند، و معلوم نشد چند نفر شربت شهادت نوشيدند، و چند نفر مفقود الاثر شدند، چون متأسفانه نام بسيارى از طلاب جوان هنوز وارد دفتر شهريه حوزه علميه نشده بود، و آمارى در دست نبود كه بتوان شهداء و مفقودالاثرها را برآورد كرد.
دست و پا و سر و صورت و دندان و ساير اعضاى عده زيادى شكسته و به شدت مجروح شد. بعضى حالت جنون پيدا كردند، بعضى را از طبقه دوم مدرسه فيضيه به رودخانه كه در پشت مدرسه واقع بود به زير انداختند يا به صحن مدرسه پرت كردند. كتابها و قرآنها را پارهپاره كردند و با لوازم زندگى و اثاث اتاقهاى طلاب علوم دينى به ميان صحن مدرسه ريختند.
دژخيمان بىرحم گشته از وسائلى كه در اختيار داشتند، از آجرهاى لبه طبقه دوم مدرسه و شاخههاى درختان مدرسه هم كه از جا كنده و