اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٤٦٠
- صاحب تفسير «القرآن و العقل»- كه شخصيتى مبارز و جهادگر و كفرستيز بوده است، ارتباط تنگاتنگى داشته و اغلب در خانه ايشان رفت و آمد مىنمود. و از هنگامى كه به فرمان رضاخان قلدر برنامه كشف حجاب بانوان به اجرا درآمد، معظم له بر سر عدم پيروى از اين دستور كثيف شخصا با پليس گلاويز شده و با يكديگر به مشاجر لفظى پرداختند. آقا خود مىفرمود:
«هنگام كشف حجاب، شبى براى شركت در مجلس عزادارى و سوگوارى امام حسين عليه السّلام همراه با خانوادهام حركت مىنموديم. ناگهان پاسبانى پيش آمده و با اعتراض گفت: چرا اين خانم با حجاب بيرون آمده است؟
من عصبانى شدم و دست پيش برده كه تفنگش را بگيرم، او مىكشيد و من مىكشيدم كه گفت: اين تفنگ پر است و خطرناك است و ممكن است بيرون برود.
گفتم: باشد! بيرون برود تا يكباره از دست شما خلاص بشويم. آخر اين وقت شب چه كسى به تو ميگويد كه متعرض شوى و ما را ناراحت كنى؟
خلاصه از هم جدا شويم و او مرتب مىگفت: شما مملكت را خراب كردهايد و منهم هرچه مىگفت، جوابش را مىدادم تا از هم دور شويم».
در دوران رياست عامه مرحوم آيت اللّه العظمى بروجردى رحمه اللّه، ايشان با ژرف نگرى و روشنبينى هماره مراقب اوضاع بوده و برخى مطالب را به مرحوم آقاى بروجردى گزارش مىكردند (هم اكنون نامهاى مدرسين بزرگ حوزه به مرحوم آقاى بروجردى در دست است كه در بين امضاكنندگان نام امام راحل و معظم له به چشم مىخورد).
پس از ارتحال حضرت آيت اللّه العظمى بروجردى بود كه روحيه شجاعت و شهامت و غيرت دينى ايشان در اقداماتشان تجلّى نمود. شاه كه با درگذشت مرحوم آقاى بروجردى به خيال خام خويش مىپنداشت ديگر هيچ مانعى در برابر عملكرد ننگين خود وجود ندارد، دست به يك سرى اقدامات زد. اما او ديگر فكر نمىكرد كه مراجع عاليقدر تقليد شيعه در قم- و به تبع آن مراجع نجف- همچون