اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٤٥١
آهنگى كه از دل برمىخاست و لرزش صدا در آن مشخص- و حاكى از غم و اندوه درون- بود، فرمودند: «اللهم اشفه بشفائك و داوه بدوائك و متّعنا بطول بقائه».
و نيز وقتى رژيم ستمپيشه و جنايتكار، امام راحل را به تركيه تبعيد نمود، ايشان پيامى در عظمت شأن امام. صادر كردند و تلگرافى هم به دولت تركيه نمودند و مقام عالى امام را گوشزد فرمود. در تمام مراحل نهضت يار و پشتيبان رهبر بودند و براى حمايت از ايشان از هيچ اقدامى فروگذار ننمودند و استقبال از امام به خارج قم شتافتند و در بيمارى امام، مجلس دعا برگزار كرده و اعلاميه برگزارى مجلس را خود- و نه دفتر معظم له- امضاء فرمودند. در پى رحلت امام اعلاميهاى با مضمون عالى و محتوايى بلند صادر و در نماز بر پيكر ايشان، همگان ديديم چگونه صداى ايشان مىلرزيد و اشك از چشمانشان سرازير بود.
يكى از روزها، يكى از مقلّدين ايشان آمده بود و مىگفت: مدتها است در فلان مسئله- ناخودآگاه- برخلاف فتواى شما عمل كردهام. معظم له خطاب به علماى حاضر فرمودند: «عمل ايشان طبق فتواى آيت اللّه خويى صحيح است. درست است كه اين آقا مقلد من بوده، ولى لوح محفوظ كه در دست نداشته كه حتما من از آقاى خويى اعلم مىباشم،
حال آيا نمىشود گفت عملش درست است؟ ...» و با اين سخن علاوه بر تواضع، از آيت اللّه العظمى خويى نيز تجليل فرمود.
و نيز زمانى فرمودند:
«چندين سال پيش از يكى از ممالك خارج از من روحانى خواسته بودند، من شخصى را در نظر گرفتم كه بفرستم. بعضى گفتند: اين شخص مقلد آيت اللّه آقاى خويى است. گفتم: باشد، منهم رساله آقاى خويى را به ايشان خواهم داد».
زمانى در مورد مسجدى- در شيراز- و ترميم آن از محضر معظم له سؤال كرده بودند، آقا در جوابشان مرقوم فرموده بودند: «در مورد مسجد به حضرت آيت اللّه