اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٣٨٠
وقتى مىديد دانشمندى نوشته باارزشى پديد آورده، براى بزرگداشت مقام و علم و گراميداشت آن دانشمند، تقريظى بر آن كتاب مىنگاشت. مانند تقريظى كه بر كتاب نهج البلاغه منظوم، اثر مرحوم پدرم آقاى انصارى قمى، نوشتهاند.
برخورد ايشان با اهل علم و دانشمندان بسيار جالب و آميخته با توقير و احترام بود و وقتى علما و دانشمندان به نجف مىآمدند، ايشان خود به ديدن آنها رفته و به فرستادن نماينده اكتفا نمىنمود.
صبر و بردبارى
صبر و شكيبايى استوارترين ستونى است كه كاخ سعادت انسان بر روى آن قرار گرفته است. هرگاه در مراحل پرآشوب سفر زندگانى، صبر رفيق راه بشر نباشد، نه تنها نمىتواند منازل سلوك اخلاقى را طى كند بلكه در اولين منزل خسته و فرسوده شده و از راه مىماند.[١] خداوند مىفرمايد: إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ[٢] وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ.[٣] مرجع عاليقدر در طول زندگانى خويش با ناملايمات فراوان روبرو شد ولى در مقابل شدائد و حوادث، خم به ابرو نياورد و صبر و بردبارى را پيشه خويش ساخت. آن روز كه فرزند فاضلش مرحوم حجت الاسلام آقا سيد على خويى به علت تصادف جان سپرد و روزى كه مرحوم حجت الاسلام و المسلمين آقاى حاج سيد جمال الدين خويى، كه به سان دست راست و بازوى قوى ايشان بود، بر اثر بيمارى جان خود را از دست داد، او عنان بردبارى را از كف نداده و به قضاى الهى تن درداد. در پى نهضت اخير شيعيان عراق (شعبان ١٤١٢ ه. ق) بود كه فرزندش آقا سيد ابراهيم خويى و داماد ايشان جناب حجت الاسلام آقاى حاج سيد محمود ميلانى توسط دولت عراق بازداشت شدند و پس از
[١]. انصارى، آئينه دل، ج ١، ص ٢٤٤.
[٢]. زمر، آيه ١٠.
[٣]. آل عمران، آيه ١٤٦.