اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٣٧٩
از مظاهر ديگر فروتنى ايشان اين بود كه در جلوى پاى واردين بلند مىشدند يكى از آقايان مىگفتند:
«ما ٢٥ نفر بوديم كه از كاظمين به نجف براى زيارت رفتيم پس از زيارت به ديدار آيت اللّه فقيد رفته و من آخرين نفرى بودم كه وارد اتاق شدم، ديدم ايشان جلو پاى اولين نفر بلند شد و تا زمانى كه من بر زمين ننشستم، آقا هم ننشست».
تجليل از شاگردان
ايشان به علم و دانش عشق مىورزيدند، از كودكى و نوجوانى با علم و دانش خو گرفته و با آن بزرگ شده بود. لذا براى علم و عالم احترام فراوانى قائل بود. گاه در مناسبتهاى مختلف از شاگردان فاضل خود نام برده و مقام فضل و دانش آنان را مىستود.[١] اينكه پس از درس، مدتى طولانى نزديك به يك ساعت براى پاسخ به پرسشهاى علمى شاگردان خويش مىنشست و در مجالس خصوصى صحبت علمى به ميان مىآورد، و حتى در كوچه و خيابان به سؤالات تلامذه و ديگران پاسخ مىداد و اينكه خود در هر روز چهار نوبت به تدريس مىپرداخت و دائم اوقات خويش را به تتبع، تحقيق، تأليف، تدريس و تعليم شاگردان سپرى مىساخت و حتى از استراحت خود- براى ازدياد ساعات مطالعه- مىكاست همه نشان از دانش دوستى آن فقيه فرزانه دارد.
به استاد خود مرحوم آيت اللّه نائينى شديدا علاقمند بود و احترام مىنهاد جناب آقاى فقيه ايمانى گويد:
«آقا هميشه پيش از درس، براى استاد خود حمد و سوره قرائت كرده و ثوابش را به روح ايشان اهداء مىنمود».
[١]. مجله حوزه، شماره ٥٠ و ٥١، ص ٥٦.