اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٣٧
آيت اللّه بهاء الدينى بيان داشت:
«زهد و تقواى مرحوم آقا ميرزا ابو القاسم قمى، نمونه بود. ايشان با تمام محبوبيت و نفوذى كه داشت، فقط با سادات، اهل علم و طبقه ضعيف خوب بود و به آنان روى خوش نشان مىداد. وى زندگى كاملا درويشى و بىآلايشى داشت، حتى خادمى نداشت كه به كارهاى بيرونى او برسد.
يكى از سادات كه ميرزا از سهم سادات به او كمك مىكرد گاهى در بيرونى ايشان چاى و غليانى درست مىكرد».[١]
معظم له تمام كارهايش را خودش انجام مىداد. يكى از آقايان مىگفت:
«روزى آقا را ديدم كه با آن پيرى و كهولت سن، كوزهاى در دست گرفته است و مىخواهد آب بياورد. جلو رفتم تا كوزه را از ايشان بگيرم و پر كنم. آقا فرمود: اگر اجازه دهيد، ابو القاسم خودش اين كار را انجام دهد بيشتر ممنون مىشود. و نگذاشت تا من اين كار را انجام دهم».[٢]
معظم له به هنگام خريد نان، گوشت و ميوه از بازار، مقيد بود از افرادى كه او را نمىشناسند خريد كند. در وقت كشيدن ترازو، وى پشت خود را به صاحب مغازه مىكرد تا از آقا خجالت نكشد و هرچه مىخواهد براى ايشان بگذارد. و اگر صاحب مغازه مىخواست جنس بهترى برايش بگذارد، مىگفت: مگر من با ديگران چه فرقى دارم؟ مگر خون ابو القاسم از ديگران رنگينتر است؟ و از قبول آن خوددارى مىكرد.
او بر بهرهورى از وقت و رعايت نظم، اصرار مىورزيد. هنگامى كه وى به نجف اشرف مشرف گشته بود و علما و طلاب به ديدنش مىآمدند، معظم له به علت آنكه براى درس و بحث طلاب اهميت فراوان قائل بود و نمىخواست وقت آنان
[١]. مجله حوزه، شماره ١٦.
[٢]. باقرى بيدهندى،« آيت اللّه شيخ ابو القاسم كبير قمى» مجله نور علم، سال ١٣٦٦، شماره ٢٢، ص ٨٩.