اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٢٧٩
داشت. داراى ذهنى وقّاد و در مطالب علمى دقيق و بسيار بىآزار. با صفا، سليم النفس، بىهوا، ظريف و شوخ بود. رقيق القلب و سريع التأثر بود و به مجرد شنيدن صداى روضه، اشك در چشمش جولان مىزد.
علاقهاى عجيب به ائمه اطهار عليهم السّلام داشت و به ويژه به امير المؤمنين عليه السّلام.
همه آقايان فضلايى كه نجف اشرف بودهاند مىدانند كه ايشان روزهاى پنجشنبه، صبحها روضه داشت و به دست مباركش چاى براى حاضرين، كه همه از علماى اعلام و افاضل طلاب بودند، مىريخت و چه بسيار كه بنده در همان مجلس روضه، كنار ايشان نشسته و چاى دست نازنينش را نوشيدهام.
ميرزا، خيلى از طنزهاى علمى و شوخىهاى لطيف و مؤدبانه خوشش مىآمد و در آن مجلس چون خيلى صحبتهاى علمى و شيرين مىشد و غالبا بنده ناچيز حاشيه طنز مانندى مىزدم ميرزا خيلى خرسند شده و مىخنديد، و لذا خيلى مايل بود كه بنده پيش ايشان بنشينم، اگرچه قابل نيستم عرض كنم ولى آن مرحوم بىاندازه نسبت به بنده علاقهمند بودند، نهتنها نسبت به بنده، بلكه نسبت به هر طلبهاى كه مىديد باصفا و محققانه درس مىخواند».[١]
عشق به ساحت مقدس اهل بيت عليهم السّلام
آيت اللّه ميرزا باقر زنجانى، شيفته اهل بيت عصمت و طهارت بود. در مجالس روضه اشك از چشمانش سرازير بود و هر پنجشنبه خود مجلس روضه برپا مىكرد و به دست خويش براى حاضران چاى مىريخت تا هنگامى كه مىتوانست حركتى كند و بيرون بيايد هيچ شبانهروزى زيارت حرم امير المؤمنين عليه السّلام ايشان ترك نشد.
مرحوم ميرزا بىاندازه به مولا على عليه السّلام ارادت و علاقه داشت. در اجازهاش به آيت اللّه نجومى از امير المؤمنين عليه السّلام اينگونه تعبير كرد: «مولى الموالى، سيد الموحدين و امام المتقين، امير المؤمنين على اخيه المصطفى و عليه و على آلهما
[١]. همان، ٨٥.