اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٢٧٢
٢. آقا ضياء الدين عراقى (د. ١٣٦١ ه. ق). نويسنده مقالات الاصول؛
٣. ميرزا محمّد حسين غروى نائينى (د. ١٣٥٥ ه. ق)، نويسنده اللباس المشكوك؛
٤. آقا شيخ اسماعيل غروى محلاتى (د. ١٣٤٣ ه. ق)، صاحب انوار العلم و المعرفة.
او در اين ميان به استاد اكبر، وحيد دهر و فريد عصر آيت اللّه ميرزاى نائينى اختصاص تام پيدا كرد و بيش از ١٤ سال در درسهاى فقه و اصول معظم له شركت كرد و از اعاظم شاگردان و محققان اصحاب خاص آن مرحوم به شمار آمد، به گونهاى كه شيخ آقابزرگ تهرانى، شاگردى كسى مانند ميرزا را- همراه با آيات عظام خوئى، شيخ حسين حلّى و ميرزا حسن بجنوردى- شاهدى براى عظمت آيت اللّه نائينى مىنويسد.[١]
وى در سال ١٣٥٣ ه. ق به دريافت اجازه اجتهاد و روايت از استاد بزرگوارش نايل آمد.
تدريس
آيت اللّه زنجانى دورههاى متعدد فقه، اصول و قواعد فقهيه را تدريس نمود. او تا پايان زندگىاش به افاده و افاضه مشغول بود و به شاگردانش بسيار علاقه داشت، و از اينكه مىديد طلبهاى با كمال عشق و علاقه و محققانه درس مىخواند و به وظيفهاش عمل مىكند خوشحال مىشد، و لذا فقط در محضر درسش، حدود چهل نفر از طلاب محصل و برگزيده خوب حوزه شركت مىكردند، تو گويى كه آنان را دانه دانه براى ميرزا انتخاب كردهاند. شايد وجود اين نوع محصلان سبب شده بود تا طلبهاى كه اهل درس، بحث، تحقيق و تتبع نبود، نتواند در درس ايشان جلوهاى كند. اين عشق و علاقه دوطرفه بود و شاگردانش هم به او عشق مىورزيدند.
آيت اللّه سيد مرتضى نجومى مىنويسد:
اكنون كه اين كلمات را مىنويسم حالت عجيبى دارم، نمىدانم چطور آن
[١]. نجومى، كيمياى هستى، ٨٤؛ فتلاوى، المنتخب، ٦٦؛ تهرانى، نقباء البشر، ج ٢، ٥٩٥.