اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٢٦٥
گذشته در «فلك الافلاك» زندانى گرديده، اما پس از ١١ ماه آزاد شد.
آنگاه دوباره تحت پيگرد قرار گرفت، اما او به لبنان گريخت تا به اروپا رود. اما در آنجا غارتگران نفت ايران، فرزندم را از بيرون به ايران بازپس آوردند و در قزل قلعه زندانى نموده و آن را به گونه پيروزى بر دشمن در روزنامههاى ٢٠ جمادى الثانى ١٣٧٤ ه. ق اعلام كردند.
و پس از انجام شكنجههاى گوناگون، عاقبت در عصر جمعه ٢٤ جمادى الثانى در زير شكنجه جان داد. اما هيچ كلمهاى كه به خائنين، در خيانتشان به وطن كمك نمايد بر زبان نياورد: «وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ».
از وى سه جلد كتاب در دامپزشكى، مخطوط و كتابى بنام «ديپلماسى امپرياليستى و سوسياليستى و مقايسه آن دو با يكديگر» (چاپ تهران، سال ١٣٣١، ١١٠ صفحه) به جاى مانده است».
شيخ آقابزرگ، سپس مىنويسد:
«اين تفصيل را از آن جهت نگاشتم، تا آيندگان بدانند كه استعمارگران مغرب زمين بر سر ملت ما چه آوردند؟ و من پس از ٨٠ سال زندگانى كه در خدمت به ملت و مذهبم گذرانيدم، چه پاداشى يافتم؟ در اينجا بيش از اين نمىتوانم تفصيل آنچه را كه استعمارگران بر سر جوانان خاورميانه و مردان روحانى و علمى آن آوردند بنگارم. اين اندازه مىگويم كه هزاران تن را يا كشتند و يا در سياهچالها به شكنجه كشيدند و يا به زندانهاى صحرايى تبعيد كردند و آنان را با چنان شكنجههاى وحشيانه شكنجه كردند كه از شنيدن آن روح انسانيت درهم مىپيچد و با همين كارها بود كه توانستند قانون ملى شدن نفت را در ايران ملغى كنند و ملل خاورميانه را در بند پيمان بغداد اسير سازند: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ».[١]
[١]. تهرانى، الذريعة، ج ١٠، ص ١٦٧.