اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٢٦٤
براى فيشبردارى و تكميل معلومات خويش، حتى شبها را در كتابخانهها به سر مىبرد. از آنجا كه برخى مسئولان مكتبهها راضى نمىشدند در كتابخانه، شب نيز باز باشد، او آب و غذايش را به داخل مىبرد و در را به رويش قفل مىكردند، و چهبسا بعد از چند روز در باز مىشد و حاج شيخ بيرون مىآمد.
وى به مسودات و دستنويسهايش فوقالعاده علاقهمند بود، همانگونه كه مادر به طفلش علاقه دارد، و براى حفظ آنها از جان نيز مايه مىگذاشت. زمانى كتابهايش همراه با اثاثيه به داخل رودخانهاى افتاد. مرحوم شيخ براى بيرون آوردن آنها بدون توجه به خطر فعاليت نمود تا با كمك ديگران كتابها را بيرون آورد.
١٤. صبر و بردبارى
يكى از چشمگيرترين ويژگيهاى شيخ آقابزرگ، صبر و تحمل وى در مقابل شدايد و دشواريها بود. در مقابل مشكلات علمى و سختيهاى زندگى خم به ابرو نمىآورد و بردبارى پيشه مىنمود.
اولين حادثه ناگوار زندگانى شيخ آقابزرگ، فوت همسرش در ١٣٣٠ ه. ق و پس از آن مرگ فرزند ارشدش، محمّد باقر در ١٣٤٣ ه. ق به سن ٢٠ سالگى بود.
سپس، نواده دخترىاش در سن ١٦ سالگى و در ١٣٧٤ ه. ق فرزند كوچكترش، محمّد رضا در زير شكنجههاى ساواك در سن ٢٨ سالگى وفات يافتند. اما حاج شيخ در اين مصيبت آخر، روحش افسرده گرديد و تا روزهاى واپسين عمر، آن را فراموش نكرد. ايشان در كتاب خود[١] با آهى كه از دل برآيد، مىنويسد:
«... او در تهران دوره متوسطه را به پايان برده و وارد دانشكده دامپزشكى شده و سپس به استخدام ارتش درآمد. پس از سقوط حكومت ملىكننده نفت (حكومت دكتر مصدق)، پسرم به اتهام همكارى و كمك به دولت
[١]. تهرانى، الذريعة، ج ١٠، صص ١٦٦- ١٦٧.