اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٢٥٩
و گويا به همين سبب، در سال ١٣٠٤ ش/ ١٣٥٠ ه. ق، هنگامى كه قرار شد هركس براى خود نام خانوادگى برگزيند، وى نام منزوى را برگزيد.
او خوش برخورد، ساكت و آرام و كمحرف و كمرو و خجالتى بود. عقيده خويش را بر ديگران تحميل نمىكرد و ارشادهاى ديگران را نيز به گوش جان خريدار بود.
هنگامى كه مخالفت و عدم صلاحديد مرحوم آيت اللّه آقا شيخ محمّد حسين كاشف الغطاء را نسبت به چاپ و نشر كتاب النقد اللطيف مشاهده نمود، از چاپ آن خوددارى ورزيد و آن را به فراموشى سپرد.
٧. تواضع
از ديگر خصايل ويژه، فروتنى او بود. هركس با يك بار ملاقات با او، تواضعش را احساس مىكرد. وى از بوسيدن دستش اكراه شديدى داشت و هرگز راضى نمىشد حتى فرزندان، نوادگان و شاگردانش، چنين كارى كنند.
ميهمانان را- هرچند جوان و كوچك- هنگام ورود استقبال مىكرد و گاه رفتن نيز تا در منزل مشايعت مىنمود. براى سادات تمام قد بلند مىشد و احترامى تام براى آنان، قائل بود.
٨. تشويق مؤلفان
مرحوم حاج شيخ، هرگاه مشاهده مىنمود دانشمندى با زحمات طاقتفرساى خويش، موفق به خلق اثر ارزندهاى شده است، از راه لطف و بزرگوارى و تشويق و بزرگداشت مقام علمى مؤلف، تقريظى بر كتاب او درج مىفرمود. و اين غير از مقدمههاى طولانى بود كه بر كتابهايى چون: تبيان، الصراط المستقيم، غيبت طوسى و ... نگاشته است.
از جمله آن نامههاى تشويقآميز، تقريظ وى بر نهج البلاغه منظوم، اثر پدر نگارنده، مرحوم حجت الاسلام و المسلمين حاج شيخ محمّد على انصارى،