اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٢٣٤
مهربان، عابد، زاهد، شيرينسخن و شوخطبع؛ اما با هيبت و ابهت بود. فرزند بزرگوارش درباره معظم له مىنويسد:
پدرم لباس پشمى خارجى و پارچههاى بافت كارخانه را نمىپوشيد.
لباسش در تابستان از پارچههاى نخى سفيد و در زمستان، برك يا شالهاى دستباف لزگى بود و دكمههاى لباسش را از قيطون (قيطان) مىدوخت (و اين روش علماى پيشين همانند: مير حامد حسين و شيخ جواد بلاغى بود كه از پارچهها و اجناس خارجى استفاده نمىكردند).
معظم له، چه در نجف اشرف- كه به خاطر دارم- و چه در سى سالى كه در سبزوار حيات داشت، پس از نماز صبح نمىخوابيد و هر روز در تعقيب نماز صبح، به قدر شش جزء قرآن، دعا و اذكار و اوراد و قرآن تلاوت مىكرد. هرگاه براى وضو در كنار حوض مىنشست دقت مىكرد كه موجودى زنده در آب نيفتاده باشد و اگر حشرهاى در آب افتاده بود و دست و پا مىزد آن را برمىداشت، سپس وضو مىگرفت. ايشان كمخور، كمگو و كمخواب بود. همه اوقاتش صرف كارى مفيد، همچون تدريس، عبادت، پاسخ به استفتائات و مراسلات، مىشد. هر وقت كه تنها مىشد به مطالعه كتب مىپرداخت.
از بدو ورودش به سبزوار در سال ١٣٥٤ ه. ق تا پايان عمرش- كه بيش از ٣٠ سال شد- مجلس درس را به جز ايام سفر، بيمارى و سوگوارى تعطيل نكرد.
مجلس درسش در بيرونى خانهاش بود، و مراجعان را هم در همانجا مىپذيرفت.
عشق به اهل بيت عليهم السّلام
ايشان به خاندان عصمت و طهارت عليه السّلام اخلاصى تمام داشت. در همه روزهاى اعياد و وفيات معصومان عليه السّلام، روز وفات حضرت زينب كبرى عليها السّلام، روز عرفه (شهادت حضرت مسلم عليه السّلام)، روز دهم ربيع الثانى مصادف با به توپ بستن حرم و گنبد مطهر حضرت امام رضا عليه السّلام از سوى روسها، روز شهادت حضرت حمزه