اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ١٨٩
مبارزه عليه انگليس شده بود. او در منابرش انگليسيها را متجاوز خواند و مردم را براى نبرد با آنان برانگيخت. او در آستانه جنگ جهانى اول به عنوان رهبر روحانى و پيشواى دينى مردم جنوب، به ارسال پيامها و تلگرافهايى براى مراجع تقليد شيعه- مبنى بر ظلم و تجاوز استعمارپيشگان- دست زد و در يكى از آنها نوشت:
«بر حسب تكليف دينى خود، از بدو ورود به بوشهر و عودت از نجف اشرف، چون اين دخالت من غير الحق را و دخالت مسلمه را در شهر مهم ايران- بوشهر- مىديدم به قدر امكان مشغول به نطق بر منابر و خطابات در محافل و تلگرافات به مركز دولت و ملت و خطوط به عراق و علما مىنمودم، اين معنى بيشتر اسباب عداوت آنان- انگليس- و اتباعشان با احقر گرديد».[١]
اقدامات آن مرد بزرگ، انگليسيها را برآشفت و قصد ترور او را- با همكارى عناصر مزدور و وابستهشان- نمودند كه با هوشيارى و حمايت مردمى ناكام ماند.
اما استعمارگران مكار كه موج مخالفت ملى و مذهبى را عليه خويش بسيار قوى مىديدند، براى سركوب و دستگيرى رهبران نهضت، در شب ٢٣ ربيع الثانى ١٣٣٣ ه. ق/ اسفند ١٢٩٣ ش، بوشهر را به اشغال خويش درآوردند و هزاران سرباز هندى و انگليسى را وارد شهر كردند و پرچم انگليس را به جاى پرچم ايران، بر فراز فرماندارى شهر نصب نمودند، و روى تمبر پست ايران چنين عبارتى را چاپ كردند: «بوشهر در تصرف انگليسيها». آنان بلافاصله شروع به بازداشت و تبعيد نيروهاى انقلابى به هندوستان كردند. از جمله كسانى كه در فهرست تبعيديها قرار داشت، مرحوم آيت اللّه سيد عبد اللّه بلادى بود. اما ايشان با هماهنگى و هوشيارى افراد رئيس على دلوارى، شبانه بوشهر را به مقصد شيراز ترك نمود و دشمن را ناكام گذاشت. ايشان در رساله «لوايح و سوانح» مىنويسد:
«متأسفانه مددى از ملت و دولت نديدم، و روز به روز قوه و قدرت آنها
[١]. ياحسينى، نگاهى به مبارزات آيت اللّه بلادى، ص ٣٠.