اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ١٧٤
وى به زهد و تقوا در بين خاص و عام شهره بود، و اهل علم و متدينين- از عرب و عجم و ساير طبقات نجف- همه، بر اورع و اتقى و اعلا بودن وى، اتفاق كلمه داشتند و كسى در آن شكى نداشت. كم سخن مىگفت و تنها به اندازه پاسخ پرسش سخن مىگفت و هيچگاه با همنشينش سخن آغاز نكرد. اين امر باعث شد تا اكثر اهل علم و دانش به فضيلتش- جز زهد و تقوا- پى نبرند. زهد و ورع او مكانت علمى و مقام بلندش در فقه و اجتهاد را تحت پوشش قرار داده بود و متأسفانه، اين اعتقاد حتى در افاضل و بزرگان حوزه نيز تأثير گذاشته بود، كه او را به جز زاهد نمىشناختند.
او در مسجد هندى اقامه جماعت مىكرد و گروهى بسيار بدو اقتدا مىكردند و براى درك نمازش، علما و صلحا و اهل فضل و معروفين به تقوا و زهد و عبادت، بر يكديگر پيشى مىگرفتند.
او در شدايد و سختىها و گرفتارىها بسيار صبور و بردبار بود، به حدى كه اهل اين زمان آن را برنمىتابند و تحمل نمىكنند. فرزندش در نجف از دنيا رفت و او گريه و زارى نكرد. زمانى كه از دفن او برمىگشت، خبر درگذشت فرزند ديگرش، شيخ شريف، در ايران به او رسيد پس او به سجده افتاد و شكر خدا را نمود و براى هر دو، مجلس فاتحه گذاشت و بر اين مصيبت و بلا خدا را سپاس مىگذارد. زيرا اعتقادش آن بود كه اين، آزمايش بندگان و پاك شدن گناهان است- همانگونه كه مفاد برخى از احاديث شريفه، همين است. صبر و بردبارىاش در بيمارى اخير او- كه منجر به وفاتش شد- به اين اعتقادش، به خوبى گواهى داد.
او به بيمارى سختى در مجراى ادرارش دچار شد و پس از عملى ناكار آمد، براى او مجراى ادرارى از خاصرهاش ساختند و چند بار براى معالجه به ايران آمد، اما درمان مفيد و كارساز نيفتاد، و در بستر بيمارى خفت و مرضش، نزديك ده سال به درازا كشيد. در اين زمان علما و فضلا و دوستارانش و ساير مؤمنين به ديدار او مىرفتند، اما كسى از او در خلال